lesson-9-30

تغییر و تحولات اساسی در زندگی ایمانی ( درس نهم )

توبه واقعی چيست ؟

 

 

مقدمه

      در درسهای گذشته توضيح داديم که وضعيت انسان چقدر وخيم است ، بطوريکه کتابمقدس می گويد در انسان درگناه مرده است . و او به تنهائی نمی تواند برای خود کاری انجام دهد . امــا خــدا با فرستادن پسرش عيسی مسيح و بواسطه خون او که کفاره گناهان بشر گرديد ، راه نجات را فراهم کرده است .

     خدا سهم خود را در رستگاری بشر انجام داده است ، و حالا نوبت انسان است که سهم خود را انجام دهد اينک نوبت اوست که قدمهای لازم را در پاسخ به رحمت خدا بردارد .

     خدا رستگاری را همچون هديه ای تدارک ديده است ، انسان کافی است که فقط آنرا دريافت کند .

گامهائی کـه انسان بايد برای دريافت اين هديه بردارد ، توبه کردن و ايمان آوردن است . که در اين درس به بررسی توبه ای که کتابمقدس معرفی می کند خواهيم پرداخت .

اما توبه چيست ؟

کتابمقدس به چه چيز توبه می گويد ؟ …

آيا آنچه را که ما انسانها معمولاً توبه می ناميم را تأئيد می کند .

      قبل از اينکه به اين سوال بسيار مهم جواب دهيم ، بهتر است که در ابتدا بدانيم توبه چه چيز نيست ، و از همه مهمتر کتابمقدس آنرا بعنوان توبه نمی شناسد .

چرا که متأسفانه در دنيای امروز مفاهيم روحانی شکل و معنای خود را از دست داده اند . به همين دليل سعی داريم که در اين درس به مفهوم واقعی توبه پی برده و با شناخت و انجام آن به يک نجات واقعی دست يابيم .

–  توبه صرفاً يک پشيمانی بخاطر نتايج وخيم گناه بر زندگی مان ، از جمله ، احساس ضرر يا شرمندگی از غافلگير شدن يا درد ناشی از تنبيه و يا ترس از جهنم نيست .

  • – توبه ثواب نيست که بتوان بوسيله آن قدمی بجهت پرداخت جريمه وجبران و پاک نمودن گناه برداشت، چرا که خدا تنبيه کامل گناهان ما را بر دوش عيسی مسيح گذاشته است . ( اشعيا 53 : 5 )

     در طول خدمت خود همواره با افرادی روبرو شده ام که می خواستند به خداوند نزديک شوند تا بتوانند با او رابطه ای مصالحه آميز را شروع کنند . اما معمولاً سوال همه آنها مشترکاً اين است که ما بايد چکار کنيم و از کجا شروع کنيم ؟  اولين قدم چيست ؟

     بعضی ها فکر می کنند که اولين قدم اينست که بايد کارهای خوب انجام دهند ، زيارتها بروند ، اعمال ثواب آميز انجام بدهند ، يا رياضتها بکشند ، دعا کنند و روزه بگيرند .

عده ای فکر می کنند که بايد شمع روشن کنند و سفره ها بياندازند و قربانيها تقديم بکنند تا با انجام مراسم مختلف مذهبی بتوانند خدا را راضی کنند .

    اما کتابمقدس بطور خيلی واضح اولين قدم را بسوی نزديک شدن ما به خدا توبه آنهم واقعی معرفی         می کند . و بدون برداشتن قدم اول نمی توان قدمهای بعدی را برداشت .

    بعبارت ديگر بين زمين و آسمان يا بين مخلوق و خالق يک نردبانی است که نشانه فاصله و جدائی ما از خداست که بواسطه گناه بوجود آمده  است .

      اين نردبان ، پله هائی دارد که می توان با قدم گذاشتن و عبور از اين پله ها به ترتيب به خدا نزديکتر شد

اولين پله توبه نام دارد . يعنی شخصی که اولين پله را برندارد ، نمی تواند روی پله های بعدی قدم گذارد .

کلمه توبه در کلام خدا زياد بکار برده شده است . تنها در عهد جديد هفتاد مرتبه کلمه توبه عنوان شده است .

  • پيغام تمام انبيا بزرگ در کتابمقدس همين بود .
  • يحيی تعميد دهنده که آخرين پيامبر بود ، آمد تا راه را برای مسيح هموار کند. او حامل پيغام توبه و بازگشت بود . ( متی 3 : 3 ) ( توبه کنيد زيرا پادشاهی آسمان نزديک است . )
  • او مردم را دعوت می نمود تا ثمرات شايسته توبه حقيقی را بجا بياورند . ( متی 3 : 8 )
  • هنگاميکه عيسی مسيح خدمت آشکار خود را آغاز کرد همه مردم منتظر بودن که مسيح اولين پيغام خود را با چه چيز شروع خواهد کرد .

    اولين موعظه ای که از عيسی مسيح بخاطر داريم ، همين موضوع بود ( تــوبه کنيد زيرا که پـادشاهی خـدا نزديک است . ( متی 4 : 17  )

  • عيسی مسيح اين مأمريت را به شاگردان خود سپرد تا به هرجا رفته و مردم را به توبه و آمرزش از گناهان دعوت کنند .( لوقا 24 : 46 – 47 )

 شاگردان در روز پنطيکاست هنگاهيکه روح القدس بر ايشان و پيروان او که حدود 120 نفر بودند ريخته شد رفته و در ميان مردمی که شاهد اين رويداد تاريخی بودند ، ايستاده و مردم را به توبه دعوت کردند .

( اعمال رسولان 2 : 29 – 47  )

  • پطرس رسول به عيسائی که بجهت گناهان ما مُرد و زنده شد بشارت داد و مردم با شنيدن آن کلام سخت متأثر شدند و با اشتياق تمام سوال کردند ما را چه بايد کرد تا نجات يابيم ؟ ( اعمال رسولان 2 : 38 )

جواب رسولان اين بود توبه و بازگشت کنيد تا گناهان شما محو گردد ،و اوقات استراحت و آرامش از حضور خداوند فرا برسد .(  اعمال رسولان  3 : 19 )

  • پولس رسول نيز در تمام سفرهای بشارتی خود مردم را به توبه و بازگشت به خدا دعوت می نمود .

( اعمال 30 : 31 – 32 )

پس عزيزان نتيجه اينکه برای همه ما لازم است که بدانيم موضوع توبه چرا اينقدر اهميت دارد ؟

چرا کلام خدا اينقدر در باره توبه اشاره می کند ؟

چگونه می شود توبه کتابمقدسی کرد ؟      چه مراحل يا چه شرايط حقيقی ، برای توبه لازم است ؟

     عيسی مسيح در پاسخ به اينگونه سوالها ماجرای پسر گمشده که در انجيل لوقا باب 15 آمده را برای ما عنوان کرد تا معنی توبه واقعی را روشن سازد .

 

  • اولين قدم : شناخت گناه و نتايج وخيم آن

اولين قدم برای توبه حقيقی اين است که ، پی به گناهکار بودن خود ببريم .

در واقع اين مرحله مهمترين قدم توبه است . چرا که اگر عميقاً گناه را نشناسيم و به وضعيت وخيم خود     پی نبريم ، نمی توانيم قدمهای بعدی جهت نجات و آمرزش از گناهان را بجهت رابطه سالم با خدا را برداريم.

زيرا کلام خدا می گويد همه گناه کرده اند و ازجلال خدا محرومند . ( روميان 3 : 23 )

عادل ( بی گناه ) نيست ، حتی يکنفر هم يافت نمی شود .(  روميان 3 : 10 )

در رساله اول يوحنا 1 : 8 و 10   آمده که اگر ما بگوييم که گناه نداريم خود را گمراه می کنيم و راستی در ما نيست ، و اگر باز به اين ادعای خود ادامه دهيم که ما هيچ گناهی نکرديم ، خدا را دروغگو می شماريم .

     شايدکسی پيش خود فکر کند من که گناهی نکرده ام ، دزدی نکردم ، زنا نکردم , قتل نکردم ، هيچ کاری که خدا را ناراحت کند انجام نداده ام .

اما عزيزان اينگونه به خود نگاه کردن ، قضاوت شخصی ماست .

     اگر ما خود را در برابر خدای قدوس ببينيم ، او ما را آنگونه واقعی که هستيم ، به ما نشان خواهد داد .

کلام خدا می گويد : کيست که تواند در برابر خدای قدوس بياستد و بگويد من پاک هستم . ( امثال 20 : 9 )

     کتابمقدس هيچ بی گناه و معصومی را نمی شناسد ، تنها يک پاک و بی گناه و معصوم وجود دارد ، آنهم خود خدای قدوس است و بس ، که در جسم انسانی ( مسيح ) خود را بر ما آشکار کرد ( 1 . سموئيل 2 : 2 )

حتی مقدس ترين انبيا وقتی در برابر خدای قدوس ، خود را ديدند به وضعيت خراب خود پی بردند .مثلاً

  • اشعيا نبی وقتی در برابر خدای قدوس خود را ديد ، فرياد زد وای بر من گناهکار ، که شخصی ناپاک لب هستم وخدا را ملاقات نموده ام و پی به کثافات خود برده ام . ( اشعيا 6 : 5 )
  • ايوب که يکی از انبيا در زمان خودش بود درباب 42 : 6 می گويد : از خويشتن بيزار شده و در خاک و خاکستر توبه می کنم .
  • پطرس رسول که يکی از نزديکان مسيح بود يکروز که خود را در مقابل قـدوسيت مسيح ديـد ، پی برد کـه گناهکار است و گفت : دور شو از من ای خداوند چون مردی گناهکار هستم .
  • پولس رسول که يکی از بزرگترين رسولان مسيح بود ، خود را يکی از بزرگترين گناهکاران می نامد . و

می گويد : وای بر من که خارج از نجات مسيح ، چقدر شخص بدبختی هستم .

پس عزيزان من و شما هم وقتی خود را در برابر خدای قدوس ببينيم نمی توانيم گناهان خود را مخفی نمائيم .

در داستان پسر گمشده می بينيم که پسر غرق  درگـناه ، بلاخره يکروز به وضعيت بد خــود پی  می برد و می فهمد که چقدر گناهکار است و پشيمان می شود. ( لوقا 15 : 17 – 18 )

  • دومين قدم : پشيمانی از گناه است .

 قدم بعدی برای شخصی که می خواهد توبه کند اين است پشيمان شود .

امروزه بسياری از مردم می پذيرند که گناهکارند ، اما اصلاً پشيمان نمی شوند و از گناهانشان متأثر نيستند ،

و متأسفانه خيلی راحت به گناه کردن ادامه می دهند .

    کلام خدا در دوم قرنتيان 7 : 10 می گويد غمی که برای خداست منشاء توبه می باشد بجهت نجات ، امــا غم و درد دنيوی منشاء موت و هلاکت است .

يعنی ما قبل از توبه بايد واقعاً خود را ببينيم و با تأثر کامل و با غم حقيقی از گناهان خود توبه کنيم .

ممکن است اگر من با نظر خود به درون خود بنگرم ، خود را شخص خوبی ببينم . و يا اگر مردم با نظر خـودشان به من نگاه کنند ، در نظر ايشان طوری جلوه کنم که شخص قابل تمجيدی باشم .

اما بايد بدانيم که محک سنجش ما اين نيست که در نظر خودمان يا ديگران چطور هستيم ، بلکه معيار سنجش واقعی اين است که ما در نظر خدا چگونه هستيم و بعبارت ديگر خدا چطور به ما نگاه می کند . و يا او معيار پاکی ما را چکونه محک می زند .

معيار و محکی را که خدا بر اساس آن ما را می سنجد کلام او ( کتابمقدس ) است ، کـه همه ما  انسانها بــدون استثنا  ايــن کــلام و دستورات آنرا شکسته ايم .

      ممکن است کسی بتواند مردم را فريب دهد و يا حتی يـکقدم فـراتر بـگذارد وخـود را نيز فريب دهد ، اماعزيزان ما نمی توانيم خدا را فريب بدهيم ، چرا که او ما را بهتر از خودمان می شناسد .

     اگر ما از نظر خدا به خودمان نگاه کنيم حتماً به خودمان وای خواهيم فرستاد . گـريه واقعی خواهيم کرد و متأثر خواهيم شد و با پشيمانی تمام ، بسوی خدا بازگشت خواهيم کرد .

     اما تنها پشيمان شدن کافی نيست ، چرا که ممکن است عده ای پشيمان هم بشوند و تحت تــأثير گـناهان خود قرار بگيرند و با گريه آنرا اعتراف بکنند اما هنوز در گناهان خود مانده وعوض نشده باشند .

     نمونه اين پشيمانی را ما در يهودای اسخر يوطی می بينيم که وقتی مسيح را به دشمنانش تسليم کردپشيمان شد و گريه هم کرد اما بجای بازگشت بسوی خدا و توبه ، خود کُشی کرد .

مسيح در ادامه داستان پسر گمشده می گويد : پسرگمشده  بعد از اينکه از  گناهان خود پشيمان شد ، تصميم گرفت از آن وضعيتی که در آن بود بيرون آيد .

  • سومين قدم : شناخت انسان به عجز و ناتوانی روحانی خود

سومين قدم از توبه واقعی احساس عجز و ناتوانی است ، يعنی اينکه بايد از خود نااميد شويم و بـدانيم کـه با اعمال و تلاشهای انسانی قادر به پاک کردن گناهانمان نيستيم .

     کلام خدا می گويد : تمامی فکر انسان که مرکز استدلال و منطق ماست مريض است . تمامی دل ما که مــرکز عواطف و احساسات ماست بيمار است . از کف پا تا به سر در آن تندرستی نيست ، پُر از جراحت وکــوفتگی است ، زخم متعفن است در نزد خدا .که نه می شود آنرا بخيه کرد و نه آنرا به روغن التيام داد و نه بــا هـيچ وسيله ديگر آنرا شفا داد . (  اشعيا 1 : 5 – 6 )

      ما سر تا پا در نزد خدا گناهکار هستيم ، اسير و برده گــناهانمان می باشيم . از کــداميک از گــناهانمان

می توانيم آزاد باشيم ؟ ( يوحنا 8 : 34 )  ( روميان 6 : 20 – 21 )

      عزيزان گناه گـَرد و غبار نيست که با تکان دادن خود بگوييم تمام شد و پاک شديم ، بلکه جـوهری است که در تمامی تار و پود وجود ما رفته و نفوذ کرده است .

      تمام وجود ما ، افکار ما ، چشمان ما , گوشهای ما ، تمام دستها و پاهای ما پر ازگناه است .

اين دستها برای کارهای شرير چالاک و اين پاها برای رفتن به جاهای ناپاک روانند . ( اشعيا 59 : 7 – 8 )

      بسياری از مردم فکر می کنند که با انجام اعمال ثواب آميز می توانند که گناهانشان را تسويه کرده و پاک نمايند . اما کلام خدا در کتاب می گويد : اعمال نيکوی ما مانند لته مُلوّث ( ناپاک ) است در نزد خدا ، و برای نجات ما هيچ سودی ندارد . ( اشعيا 64 : 6 )

      انسانها با خواست و اعمال خود نمی توانند نجات يابند . ( روميان 9 : 16 )

پس اين حقيقت را همچون پسر گمشده بايد دانست که از دست من کاری بجهت پاک کردن گناهانم ساخته نيست بلکه بايد برگردم و تنها چشم به بخشش و رحمت پدر بدوزم و بس .

شعری است که می تواند ما در درک اين واقعيت کمک کند .

کارهای دستهايم ، قادر نيست انتظارات شريعتت را بجا آورد .

غيرت من هر اندازه هم که باشد ، هر چند از ديدگانم تا ابد اشک ببارد ،گناهانم را کفاره نمی توانند کرد .

فقط اين تو هستی که بايد مرا نجات بدهی ، فقط تو ای عيسی .

 

 

مسيح در ادامه داستان پسر گمشده می گويد : پسرگمشده  بعد از اينکه تصميم گرفت از آن وضعيتی که در آن بود بيرون آيد بخود گفت می روم و به پدرم می گويم ای پدر من تو  گناه ورزيدم .

 

  • قدم چهارم : اعتراف به گناهان شخصی خود

قدم بعدی پس از درک حقايق ذکر شده در بالا اين است که ، بايد اعتراف کنيم .

اما لازم است کمی در خصوص اين مرحله بيشتر توضيح دهم .

الف ) اعتراف ما بايد يک اعتراف عميق همراه با درک و شناخت ازگناه و نتايج بد آن باشد .

 بارها ديده می شود که وقتی افرادی می خواهند اعتراف کنند می گويند : خدا يا ما می دانيم که گناهکاريم  ، ما اشتباه کرده ايم ، ما پشيمانيم ، گناهان ما را ببخش .

     نه عزيزان اين اعتراف همراه با درک و شناخت عميق از وضعيت رغت بار خودمان نيست . بلکه در هنگام اعتراف بايد چــنين بگوييم خــدايا من گــناهکارم ، من اشــتباه کرده ام ، من از گــذشته خودم پــشيمانم ،

برمن گناهکار رحم کن ، چرا که من تمام شريعت ترا پايمال کرده و شکسته ام .

 و درصورت امکان تمام گناهانی را که بيادمان می آيد ، يک به يک نام برده و اعتراف کنيم .

کلام خدا در غلاطيان 3 : 10 می گويد هرکه تنها يکی از دستورات خدا را بشکند ملعون است  .

پسر گمشده در ادامه شناخت گناه و وضعيت خود پشيمان شد و اعتراف نمود که من نسبت به تو ای خداوند گناه ورزيدم .

ب )  چيز ديگری که بايد به آن اعتراف کنيم ( به خداوند بودن عيسی مسيح است )

      کلام خدا می گويد : اگر به زبان خود عيسی مسيح خداوند را اعتراف کنی و در دل خود ايمان بياوری که خدا او را از ميان مردگان زنده گردانيد ، نجات خواهی يافت . ( روميان 10 : 9 – 10 )

پس ما بايد به زبان خود حقيقت آمدن خداوند بر روی زمين و مکشوف شدن وی در عيسی مسيح ، و مرگ او بجهت گناهان ما و زنده شدن او بعد از سه روز و به نجات دهنده بودن او اعتراف کنيم و بگوئيم ای مسيح من قبول می کنم که تو برای گناهان من تمامی اينها را متحمل شدی .

ج ) اگر نسبت به ديگران مرتکب گناهانی شديم بايد سـعی کـنيم کـه نـزد ديـگران نـيز اعتراف کنيم و رابطه مصالحه آميز را نه فقط با خدا ، بلکه با همنوعان خود نيز بهمين صورت اصلاح کنيم . ( يعقوب 5 : 16 )

    اما توبه واقعی با اعتراف پايان نمی يابد . چرا که ممکن است کسی پی به گــناهان خود ببرد و پشيمان هم بشود و احساس بکند که به اعمال خود نمی تواند نجات يابد و اعتراف نيز بکند اما هنوز توبه واقعی نيز نکرده باشد چرا که لازم است قدم ديگری را بردارد .

پسر گمشده پس از اينکه تمام مراحل فوق را پست سر گذاشت و به گناهان خود نزد خدا اعتراف کرد ، او تصميم گرفت تا از وضعيت گناه آلود خود بيرون آيد .

  • پنجمين قدم : تصميم قطعی برای ترک گناهان است .

راه و روشی که مردان و زنان امروزی در پيش گرفته اند اين است که تا وقتی خطری متوجه آنها نيست چشم خود را بر روی تمام اعمال نادرست و گناه آلود خود می بنددند و حــاضر نيستند که از آن وضعيت فــاصله گرفته و دوری کنند .

کلام خدا می فرمايد : هرکه گناه خود را بپوشاند موفق نخواهد شد اما هرکه آنرا اعتراف کرده و تــَرک نـمايد

نجات خواهد يافت . ( امثال 28 : 13 )

 تا وقتی شخص اين حقيقت را درک نکند که گناهکاران در داوری خدا چيزی جز هلاکت و جهنم را دريافت نخواهند کرد ، قادر نخواهند بود آن ايمانی را که بر پايه فيض خداست را بدست آورند .

    يک شخص منکر انجيل که پيغام مسيح را شنيده بود وآنرا رد کرده بود ، در آخرين روزهای زندگی اش

چنين گفت : ِيک چيز است که در تمام عيش و نوش زندگی ام مرا رنج می دهد ، و آن ترس از اين است

که مبادا گفته های کتابمقدس حقيقت باشد . چون آنگاه برای ابد در هلاکت خواهم مـُرد .

پس بخاطر داشته باشيد که شما نيز يک روز خواهيد مُرد . پس مادامی که فرصت است ، توبه کنيد .

اگر بخواهيم توبه را در يک کلمه تعريف بکنيم ، يعنی ترک کردن .

ترک کردن گناه و نتايج وخيم و عواقب زشتی که در پی خود دارد .

مفهوم توبه بطور کلی يعنی عوض شدن ، بازگشت بطور کامل ، يعنی از گناه روی گردان شدن و نسبت به گناه عقب گرد کردن و مخالف مسير گناه راه رفتن .

توبه يعنی تغيير ذهن که به تغيير رفتار می انجامد . ( متی 21 : 28 – 32 )

توبه يعنی پشت کردن به گناه و بازگشت بسوی خدا ( اعمال 26 : 18 )

منبع و سرچشمه توبه واقعی از کجاست ؟

     کلام خدا توبه را عطيه يا هديه ای از جانب خدا می داند . بدين معنی ، شخصی که خداوندبه او درک  شناخت از گناه و احساس پشيمانی و اعتراف به آن و تصميم جدی در دوری از گناه را دريافت نکند هرگز نمی تواند توبه ای مقبول نظر خدا داشته باشد .

     بهمين دليل است که عده زيادی از مردم هر روزه توبه می کنند ، بدون اينکه در زندگی آنان تغيير اساسی

صورت گيرد . اما توبه ای که از جانب خدا عطا شود در آن بخشش کامل همراه با تغيير ذهن و فـــکر که به تغيير رفتار ما می انجامد خواهد شد . ( اعمال رسولان 11 : 17 – 18 ) ( 2 . تيموتاوس 2 : 25 )

     فرق توبه مسيحی با توبه اديان ديگر اين است که در اديان ديگر شخص هـر روزه تـوبه می کند امـا در زندگی روحانی و جسمانی او هيچ تغيير اساسی صورت نمی گيرد ، و حتی اگر از آن شخص بپرسيد آيا گناهان تو آمرزيده شده است ؟ می گويد راستش را بخواهی خودم نمی دانم ، انشاء اله ، به اميد خدا ، شايد ، اگر لايق باشم .

     اما در توبه مسيحی روح خداوند به هر شخصی که از صميم قلب بخواهد با خدا زندگی کند و تسليم اراده او شود ، کمک خواهد کرد تا يک توبه ايدال که مَد نظر خــداوند است را انـجام دهد .  در اين تــوبه نه فقط آمرزش گناهان از جانب خدا حتمی است بــلکه روح خــدا اين اطمينان را به هر شخص مسيحی می دهد که براستی آمــرزيده شده است . و مهمتر از آن روح خــدا در زندگی شخص مسيحی داخـل شده و ميل به گناه کردن را کم کم از او می گيرد . ( اشعيا 1 : 18 و 38 : 17 )( مزمور 103 : 12 – 14 )

    وقتی پسر گمشده توبه کرد فقط ننشست در گناهان خود و غصه بخورد و يا عکس العمل منفی انجام نداد که در  ميان خوکها باقی بماند ، بلکه او بلند شد و آنجا را ترک کرد و در جهت مخالف قدم برداشت ، او به جستجوی پدر خود پرداخت ودر مقابل او فروتن شد و پاداش خود را بدست آورد .

     ما هم به پيروی از اين کلام بايد ترک کنيم آنچه را که قبلاً بوديم ، آنـوقت است کـه خـداوند ما را قبول خواهد کرد .

اما بعد از اينکه بطور جدی تصميم گرفتيم که گذشته گناه آلود خود را ترک کنيم بايد قدم آخر را نيز برداريم .

  • قدم ششم : تسليم کامل زندگی خود به خداوند

تسليم کامل به خدا يعنی اينکه خداوندا من می خواهم تسليم اراده تو باشم ، از اين پس من برای خود زندگی نمی کنم ، بلکه برای تو زندگی خواهم کرد . و دائماً در زندگی خود اراده تو را جستجو خواهم نمود .

اما چه اتفاقی می افتد وقتی که توبه می کنيم ؟ …

  • نام شخصی که توبه می کند در دفتر حيات خدا نوشته می شود .
  • خدا او را بعنوان فرزند خودش قبول می کند .
  • او عضوی از خانواده الهی می شود .
  • از تمام گناهان و عادتهای زشتی که اسير آن بوده آزاد می شود و زندگی پيروزمندی را شروع می کند .
  • حيات جاودانی را بدست می آورد .
  • با خدا صلح می کند .
  • روح خدا را دريافت می کند .

 و خيلی برکات ديگری که نه چشمی ديده ، نه گوشی شنيده و نه زبان خاکی بشر قادر به بيان آنهاست و نه فکر محدود انسان می تواند آنرا در مغز محدود خود بگنجاند ، بدست خواهی آورد .

 بايد چشيد و ديد که خداوند ما نيکوست .

     دعوت خداوند از شما خواننده گرامی اين است ، توبه کنيد ، زيرا ملکوت آسمان نزديک است .

اين خداوند است که از شما دعوت بعمل می آورد .

توبه و بازگشت کنيد تا گناهان شما محو گردد و تا اوقات استراحت و آرامش از حضور خداوند فرا برسد

پس امروز دعوت خدا را رد نکنيد .

و در آخر با يک آيه از کلام خدا درس را به پايان می رسانم .

اگر صدای خداوند را می شنوی ، قلب خود را سخت نکن ، تا فرصت است توبه کن و نجات ابدی را از او هديه بگير .

دعاکنيم تا روح خدا به ما توبه واقعی را با سخاوتمندی عطا کند .  ( آمين )

( 2 . قرنتيان 6 : 2 )

 

سوالات پايان درس توبه واقعی چيست ؟

 

 

لطفاً درس را خوانده وسوالات زير را جواب دهيد .

1 – چرا توبه واجب است ؟

2 – مفاهيم مختلف توبه را ذکر کنيد .

3 – چگونه توبه واقعی بوجود می آيد ؟

4 – مراحل يا قدمهای لازم جهت انجام توبه واقعی را از حفظ نام ببريد .

5 – فرق توبه مسيحی با اديان ديگر را توضيح دهيد .

6 – منشاء توبه واقعی از کجاست ؟

لطفاً حد اقل چهار تا از آيات زير را حفظ کرده و با آمادگی کامل در جلسه بعدی شرکت نمائيد .

( اول سموئيل 2 : 2 )       ( مزمور 103 : 12 )        ( امثال 20 : 9 )        ( امثال 28 : 13 )

( اشعيا 1 : 5 –  6 )       ( اشعيا 1 : 18 )        (اشعيا 38 : 17 )     ( روميان 10 : 9 – 10 )

توبه واقعی چيست ؟

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *