lesson-7-30

تغییر و تحولات اساسی در زندگی ایمانی ( درس هفتم )

هدف از مرگ عيسی مسيح چه بود ؟

 

  • براستی او برای چه مُرد ؟
  • آيا او را بسبب تقصيرهايش مضروب و مصلوب کردند ؟
  • چرا وقتی او می توانست با انجام معجزه ای جان خود را نجات دهد ، اين کار را نکرد ؟
  • مرگ او چه تاثيری می توانست بر روی رابطه ما با خدا بگذارد ؟

در اين درس خواهيم کوشيد که که علاوه بر پاسخ به سوالات فوق به بررسی حـــقايقی از انجيل بپردازيم .

       کتابمقدس می فرمايد : وقتی که خدا به انسانهای نگاه کرد وضعيت آنها را بسيار وخيم ديد .

کلام خدا کسانی را که در گناه زندگی می کنند ، مرده می خواند . و شخص مرده قادر نيست که برای خود کاری انجام دهد . بلکه لازم است که کسی ابتدا او را زنده کند . وقتی زنده شد ، آنگاه مــی تواند دست به کاری بزند . ( افسسيان 2 : 1 )

      مرگ روحانی يعنی جدايي از خدا ، و متاسفانه انسان با اراده خود انتخاب کرد که از خدا دور بــماند .

و نااطاعتی او باعث اين مرگ و جدايي شد . ( روميان 6 : 23 )

و پولس در روميان 3 : 10 – 18 در همين زمينه می گويد :  ………………………………………………………………

نتيجه :

 

  • پس اگر وضع انسان اينقدر وخيم است ،  پس خدا چگونه می تواند انسان را بپذيرد ؟
  • اگر انسان خودش قادر به نجات خود نيست ، پس چگونه می تواند رستگار شود ؟

       پاسخ به سوالات فوق را می توان در خون مسيح ، بعنوان کفاره گناهان بشر جستجو کرد . امــا قبل از اينکه به سوالات مطرح شده پاسخی بدهيم لازم است که کمی در خصوص ذات خدا صحبت کنيم .

1- قدوسيت  ( ذات قـدوس خـداونـد )

        همانطور که در مباحث قبلی خوانديم ، طبق لاويان  19: 2   قـد وسيت ، يـکی از صفات يا ذات بارز خداوند است . و طبيعتأ خدای قــدوس نمی تواند با گـناه سازگاری داشته باشد .

 لاويان  19: 2 ( من يـهـوه خــدای شـما قــدوس هستم )

2- عــدالــت  ( ذات عـدالت خـداونـد )

طبق کتاب تثنيه  32: 4  خداوند عـادل است و ذات عـدالت خــدا ايجاب ميکند که گناه و خطا را داوری و محکوم کند .

__ کلام خدا در کتاب خروج  34: 7 می گويد : ( ليکن گناه را هرگز بی سزا نخواهم گذاشت … )

__ و همينطور در رساله روميان  6: 23 می گويد : ( مـزد گـناه مــوت است … )

 نـتيجه اينکه : ( ثــمره و مــيوه گــنـاه ، مـــوت يا مـــرگ است )

و مـوت در کـتاب مـقدس از دو ديـدگاه عنوان يا تعريف شده است . )

الف ) مرگ از ديدگاه  قــد وسـيـت خـــدا                   ب ) مرگ از ديدگاه عــدالـت خـــدا

الف ) مرگ از ديدگاه  قــد وسـيـت خـــدا  :  طبق روميان  3: 23 مـوت  به  معنی جـدائی ،  حـائل،  فـاصله افتادن ميان خـدای قـدوس وانسان گناهکار است .                                                              روميان  3: 23  ( زيرا که همه گناه کرده اند و هيچکس به آن کمال مطلوب و پــــر جـــلالی که انتظار دارد نرسيده است )

ب ) مرگ  از ديدگاه عــدالـت خـــدا : طبق (کتاب خروج  34: 7  و رساله يهودا  6  ) مـوت بـــه معنای مـرگ و هـلاکت و نـابودی و محکوميت ، بعنوان جـزا  يا کـيفر  يا دستمزد ،  برای بشر گـــناهکار درنظر

گرفته شده است . چرا که خـدای عـادل نمی تواند بدون جزا ازگناه  بگذ رد .

 __ خروج  34: 7 ( ليکن گـناه را هرگز بی سزا نخواهم گذاشت . )

__ و در رساله يهودا  6  آمده : ( خدا حتی از سر تقصيرات فرشتگانی ،که زمانی پاک و مقدس بودند ، ولی خود را به گناآلوده ساختند ، نخواهد گذشت  و آنها را داوری خواهد نمود . )                                                                                                                                                                                                                                                          

ج ) مــحـبـت                                                                                                                           

 خـــداوند  مــحـبـت است و مـحبت  وی نـمی تـواند هـلاکت  و نـابـودی انـــسان را بـبيند و بهمين دلـيل اسـت که خداوند در حزقيال  33: 11   می فرمايد : ( به حـيات خود سـوگـند که از مـردن شـخص شـرير شـاد نخواهم شد . )

و طبيعی است که محبت خداوند به  انسان راه حلی را جهت رهائی از هلاکت ، بهمراه خواهد آورد .

نـکـتـه :

در خـصوص ذات خـداوند لازم بـه تـوضيح است که ، ذات و صـفات خداوند ، ثـابت است و هيچگاه خداوند بر خلاف ذات خود عملی را انجام نمی دهد .

  • يعنی اينکه چـون خـداوند مـحـبت است نـمی توانـد با گـناه سـازگـاری داشـته باشد ، چرا که او نيز قـدوس است .
  • و يا اينکه چـون خداوند محبت است نمی تواند  گناه را داوری نکند ، زيرا که خداوند عادل است .

                                     پـس راه حـــل چــيــسـت  ؟ . . .

خون مسيح کفاره گناهان ما

      همانطور که در طول درسهای گذشته متوجه شديد هدف نهايي خدا بـرای انسان و بزرگترين کار انسان برای خدا مشارکت دائم با اوست ( مکاشفه 4 : 10 -11 )

و متاسفانه بزرگترين چيزی را که انسان با گناه کردن از دست داد مشارکت با خدا بود  ، امـــــا از آنجاييکه

خدا از ازل انسان را دوست داشت  و انسان مـحبوب دل او بود ، هنگاميکه او را به گــــناه آلوده شده ديد ،

بـرای ايـــنکه اين مشکل عـظيم انـسان ( يعنی گـناه او  و جدائـی ايـشان از خداوند ) را حل کند ،  يــک فـديـه  يا  جريمه  يا  بـازخـريـد  يا  قـربـانـی  را مهيا  نمود .

که برای روشن شدن مسئله يک مثالی را برای شما می آورم .

در شهری  يک  قاضی بسيار عادلی وجود داشت که شهرۀ عام و خاص بود .روزی  پرونده شخصی را روی  ميز آن  قاضی می گذارند ، همينکه اسم متهم را می بيند متوجه می شود که  فرزند   18 ساله خود می باشد ، و از اين موضوع  خيلی  ناراحت  می شود . در اين ميان خيلی ها منتظر بودند  تا ببينند که آيا اين  قـاضی

عادل ، نسبت  به  فرزند خود  هم ، عادل است  يا  اينکه عدالت  را  زير پا می گذارد .

قاضی  متهم را می خواند  و مورد اتهام  و دستگيری او  را که  دزدی  از مکانی بود  را عـنوان می کند و در انتها بدون در نظر گرفتن اينکه ، متهم فـرزند  او  می باشد ، حکم را طبق  قـانون  مــــصوبه کشوری اعلام

 می دارد و همه  متعجب از اينکه چـرا هيچ محبت يا  توجهی نسبت  به  فرزندش  از خود نشان نداد.

اما حکم اين بود ، که طبق  قانون کشوری متهم  می بايست جريمه سنگينی  را پرداخت ميکرد ، که اصلأ در توان  متهم  نبود .

اما بعد از اعلام رأی  دادگاه ،  قاضی عادل از پشت ميز  بلند  شد  و لباس  رسمی  خــــود  را که نشانی از عدالت دادگستری کشور بود را از تن  درآورد و بطرف جايگاه متهمين رفت و در جــلوی چـــشمان هـمه حـاضرين فـرزندش را در آغـوش کشيد و او را بوسيد و رو به دادگاه ايستاده و گفت : مـــن خودم جريمه گناه  فرزندم را می دهم ، چرا که فرزندم  توانائی  پرداخت آن را ندارد و می دانم که او  بــزودی  زير فشار اين بار جريمه خرد خواهد شد  و من نمی توانم او  را اينچنين ببينم ، چرا که او  فــرزند و محبوب دل من است .

بلی عزيزان خداوند با ما نيز چنين کرد .

  • کلام خدا در رسا له کولسيان 2: 14- 15  می گويد : (خـــدا ســـند  محکوميت  شما  که حاکی از گناهان ما بود را محو ساخت ، و نامه اعمال ما را به حساب او گذاشت و شــما بوسيله او از تمامی گناهان خود پاک شده ايد . )
  • و در افسسيان 2: 4- 5 می گويد : اما خدا که لطف و رحمتش بيش از حد تصور ماست ، ما را آنقدر دوست داشت که به ما عمر دوباره داد. زيرا ما که بسبب کناهانمان روحأ می بايست می مرديم و تـا ابد دور از خدا بسر می برديم ، درعـيسی مـسيح زنده گردانيد . و ما صرفأ بــــر اثر لطف و فيض خداست که نجات پيدا کرده ايم .
  • اشعيا 53 : 5 – 6 و 10 – 12

حالا ممکن است اين اين سؤال پيش آيد که چرا  اين جريمه يا فديه يا بازخريد بايد يک قربانی باشد ؟ 

توضيحات :

از آنجائيکه گناه انسان سبب شد که جان  او هلاک شود ، خداوند لازم  ديــد که برای با زخريد اين جان  و  پرداخت جريمه هلاکت  جان او ، يک  جان  ديگری را تحت شرايطی خاص  قربانی کند .

و در واقع بر طبق شريعت همه چيز تقريباً با خون پاک می شود و بدون ريختن خون ، آمرزش گناهان وجود ندارد . ( عبرانيان 9 : 22 )

به همين سبب خداوند در لاويان  17: 11  می فرمايد :  ( من جـان را کـه در خـون اوست بـرای شما مهيا ساختم تا کفاره نجات جانهای  شما  باشد . )

اما آيا خون گاوها و گوسفندان براستی می تواند گناهان بشر را پاک نمايد ؟

جواب منفی است چون کلام خدا در عبرانيان 10 : 4 – 9 می فرمايد : …………………………………..

و همينطور در ( مزمور 50: 8- 9 و 23  ) ای قـوم من به سخنان من گوش دهيد ، زيـرا من خدای شما هستم . در باره قربانيهايتان شما را سرزنش نمی کنم ، زيرا آنها را به من تقديم می کنيد . من طالب گــوساله ها  و بزهای شما نيستم ، بلکه قربانی شايسته من آنست که از من سپاسگزار باشيد و مرا ستايش کنيد . و هر کس چنين کند راه نجات را به  ايشان نشان خواهم داد .

پس  همانطور که متوجه شديد  انجام مراسم قـربـانی  يک ديـدی بود که خـداوند به انــسان گناهکار داده بـود تا با ايـمان  بـه آن نجات  دهنده اصلی  و انتظار آمدن خود خداوند ، عـادل شمرده شوند .

به همين دليل کلام خدا  در ( روميان  5: 18 ) می فرمايد : با ايــنکه گــناه آدم برای همه بشر  مـوت را به همراه آورد ، اما به واسطه آن کارنيکوئی که عيسی مسيح برصليب انـجام داد ، همه می توانند از محکوميت موت رهائی يابند  و ايشان حيات جاويد يابند.

( 1. پطرس 1 : 18 -19 ) ……………………………………………………….

نکته :

يکی از مهمترين حقايق انجيل اينست که ، … مسيح برای گناهان ما مُرد … ( 1 . قرنتيان 15 : 3-4 )

و اين طرح و نقشه از پيش تعيين شده خدا بود ، بجهت نجات تمامی بشر

 

     نقش مسيح اين بود که از طريق مرگ خود بر صليب مشارکت خدا با انسان را به حالت اوليه برگرداند .

مرگ مسيح بر روی صليب هدف اصلی تولد او ، زندگی و خدمات او بود . ( مرقس 10 : 45 )

و اگر مطلب فوق را خلاصه کنيم به چنين نتيجه ای می رسيم :

خدا با آينده نگری خود سقوط اَسف انگيز نژاد بشری را ديد و برای رهايي از اسارت گناه و شفای رابطه او با خود نقشه ای کشيد . و آن نقشه اين بود :

1- خدای پدر نقشه نجات بشر را کشيد .

2- خود جسم پوشيد و در ماموريت عيسی مسيح بعنوان پسر خدا نقشه خود را آشکار نمود و با دادن جان خود بهای جريمه گناه را پرداخت .

3 – و روح القدس کليسا را شکل داد تا هدف الهی پدر و پسر را به به انجام رساند .

هر شخص حقجو می تواند تمامی اين طرح و نقشه و چگونگی اجرای آنرا در  کتب عهد  عتيق  بـــعنوان نبوتهای  پيشگويی شده و در عهد جديد بعنوان  طرح به انجام رسيده مطالعه و مشاهده کند و مــــــا سعی

می کنيم بطور مختصر به مواردی در زير اشاره کنيم .

1- طرح و نقشه خدا اين بود که پسر خدا (( بره ذبح شده از بنياد عالم باشد )) بدين سبب وقتی يحيي ديد که مسيح بطرف او می آيد ، گفت : نگاه کنيد اين است آن بره خدا که گناهان بشر را بر می دارد .

( يوحنا 1 : 29 )

2- مطابق پيشگوييهای تورات و صحف انبيا ، مسيح برای گناهان ما مُرد ، نه بر حسب اتفاق و بدشانسی!

( اشعيا 53 :  6 و 10 )  ( يوحنا 10 : 17 -18 )

3 – مسيح خود بارها چگونگی مرگ خود را بر طبق پيشگوييهای انبيای عهد عتيق مطرح می کرد .

 ( لوقا 18 : 31-33 )

4 – مرکز پيام رسولان مرگ مسيح بود و حتی بخاطر ارائه آن شکجه شده و حتی کشته می شدند .

( اعمال رسولان 2 : 22-24 و 3 : 13-15 و 4 : 10 و 5 : 28 – 32 و 10 : 39-43 و …..

5 –  اهميت مرگ عيسی مسيح در رساله های گوناگون به کليساها مورد تاکيد قرار گرفته است .

وايمان به اينکه او بجهت گناهان ما مضروب و مصلوب شد نجات هرشخص را تضمين می کند .

( روميان 3 : 25 – 26 )

خواننده گرامی :

       کتابمقدس متذکر می شود ، با اينکه نجات عملی است که خدا برای ما توسط مرگ مسيح بر صليب انجام داد ، اما لازم است که ما به اين نجات ايمان داشته و به آن اتکا نماييم .

اما اين مهم را نبايد فراموش کنيم که سر منشاء نجات ، ما نيستيم ، بلکه خود خداست ، خدايی که آن را به فيض خود و مجاناً به ما ارزانی می فرمايد . ( افسسيان 2 : 8-9 )

بشر گناهکار نجات را با قدرت و تلاش خود و يا با انجام اعمال نيکو بدست نمی آورد . ( روميان 9 : 16 )

بلکه تنها توسط ايمان به کاری که خدا برای ما انجام داده است می توانيم رستگار شويم .

      وکلام خدا متذکر می شود که ايمان بمعنی انجام يک عمل و يا وظيفه نيست که با انجام دادنش شايسته دريافت نجات می شويم ، بلکه ايمان يعنی فقط اعتماد و تکيه کردن به خدا و فيض اوست ( روميان 4 : 5 )

و نکته آخر که حقجويان گرامی بايد به آن توجه کنند اين است که ، کتابمقدس می فرمايد :

بزرگترين دروغ اين است که بگوييم عيسی ، مسيح و منجی عالم و پسر يگانه خدا نيست . و انـکار حقانيت مسيح ، در حقيقت انکار نمودن حقانيت خداست .

 ( متی 11 : 27 )      ( يوحنا 14 : 9-10 )     ( 2 . يوحنا 7 )

اما هرکه اقرار کند که عيسی پسر خداست ، خدا در وی ساکن است و او در خدا . ( 1 . يوحنا 4 : 15 )

پس ايمان به اين حقيقت که خدا جهانيان را آنقدر محبت نمود که پسر يگانه خود را داد تا هر که به او ايمان آورد هلاک نگردد بلکه حيات جاويد يابد . می تواند ابديت هر شخص را از هم اکنون تعيين و تـضمين کند

آنکه به او ايمان آورد بر او حکم نخواهد شد ، اما هر که ايمان نياورد از هم اکنون بر او حکم شده است .

( يوحنا 3 : 16 و 18 )

اميدواريم که با مطالعه اين دروس به اين حقيقت پی برده باشيد که بجز ايمان به عيسی مـسيح بعنوان نجات دهنده و خداوند خود ، در هيچ نام ديگری نجات وجود ندارد . ( يوحنا 14 : 6 )

                                                                                       خدا به شما برکت بدهد .

سوالات پايان درس هدف از مرگ عيسی مسيح

 

لطفاً درس را خوانده وسوالات زير را جواب دهيد .

آيات حفظی   :  کتاب حبقوق نبی 1 : 13      و حزقيال 13 : 11         و روميان 3 : 23

1 – پيام اساسی انجيل را با ذکر آيه بگوييد که چيست  ؟

2 – بر طبق چه استنادی انجيل ، مسيح را تنها را نجات معرفی می کند ؟ حداقل 3  دليل با آيه را ارائه دهيد

3 – انجيل بزرگترين دروغ را چه می داند و بزرگترين دروغگو را که می داند ؟ با ذکر آدرس آيه توضيح دهيد .

4 –  چرا انجيل سعی و تلاش انسان را همراه با اعمال نيکو در بدست آوردن نجات بی تأثير می داند ؟

لطفاً توضيح داده و آياتی را برای اثبات آن ارائه دهيد .

5 – لطفاً طرح و نقشه خدا را بجهت نجات بشر ، مختصراً توضيح دهيد .

6 – اين سوال تحقيقی است ، لطفاً به آدرس داده شده مراجعه نماييد و جواب آنرا بيابيد .( اشعيا باب 53 )

الف ) آيا مسيح بجهت تقصيرهايش مضروب و مصلوب شد ؟

ب ) آيا او می توانست از اين نوع مرگ بگريزد ؟

ج ) ثمره مرگ او چه چيز را برای بشر گناهکار بهمراه داشت ؟

هدف از مرگ عيسی مسيح چه بود ؟