lesson-4-30

تغییر و تحولات اساسی در زندگی ایمانی ( درس چهار )

آفرينش جهان و انسان

 

وقتی از مردم در خصوص منشاء خلقت جهان و انسان سوال می شود ، نظريات متفاوتی را می شنويم فلاسفه ،معتقدين به نظريه تکامل و جامعه شناشان هرکدام تفکرات و نظريه های عجيب غريبی را ارائه می دهند وسعی دارند با فرضيه هاي خود ، وجود انسان و جهان را تنها بر اثر يک تصادف ساده عنوان کنند.

اما براستی اين جهان با تمام رومز و رازش چگونه پديد آمده است ؟

آيا زمين تنها بر اثر اصابت دو سياره بهم ، بوجود آمده است ؟

آيا موجودات درآن همه خود بخود پديد آمده اند يا اينکه خالقی توانا و هوشيار در پشت اين خلقت خود ايستاده است؟

آيا در اين دنيا بجز چيزهای ديدنی ، موجودات ناديدنی هم وجود دارند که انسان از آنها بی خبر است ؟

آيا برای اين جهان نقطه آغاز  يا پايانی وجود دارد ؟

آيا زندگی بعد از مرگ براستی وجود دارد؟

آيا کتابمقدس برای اينگونه سوالها پاسخی را دارد ؟

در اين درس خواهيم کوشيد تا به شکلی اجمالی پاسخی را برای سوالهای مطرح شده از کتابمقدس در خـصوص آفـرينش جهان و انسان و ديگر موجودات ديدنی و ناديدنی بيان کنيم .

  • خدا آفريننده تمام موجودات هستی !

کتابمقدس ما را تعليم می دهد که خدا آفريننده تمام هستی است از چيزهای ديدنی و ناديدنی .او به تنهايي تمامی جهان را آفريده است. ( اشعيا 44 : 24 )

و چه زيبا کلام خدا توسط سراينده مزمور درباره منشاء خلقتی خود سخن می گويد : ….

( مزمور 139 : 13 -16 )

هر شخص حقجو هنگاميکه با سرود آفرينش در کتابمقدس مواجه می شود ، به زبان خود اعتراف می کند که زيباترين و کامل ترين نوع گزارش در خصوص خلقت را فقط می توان فقط در کتابمقدس يافت .

در بابهای اول کتاب پيدايش سرود آفرينش جهان هستی و مراحل مختلف آنرا به شـکلی خلاصه می توان مشاهده نمود .

خدا به تنهايي جهان را از نيستی به هستی آفريد . و سپس قسمتی از اين خلقت حاضر را با توجه به مواد موجود در هستی آفريد .

تمامی کتابمقدس ( از عهد عتيق تا عهد جديد ) ، همگی دلالت بر اين دارند که خدا خالق و ناظم و حافظ اين هستی است .

( پيدايش 1 : 1 و2)     ( مزمور 148 : 2 – 6 )    ( يوحنا 1 : 3 )        ( اعمال رسولان 17 : 24-25 )

( روميان 11 : 36 )   ( کولسيان 1 : 16 )      ( مکاشفه 4 : 11 )

کتابمقدس به ما تعليم می دهد ، جهانی را که خدا آفريد نيکو بود و در آن هيچگونه شرارت و بدی يافت نمی شد .      ( پيدايش 1 : 10 ، 12 ، 25 ، 31 )

در واقع فساد و تباهی پديد آمده در اين جهان ، بر اثر سقوط انسان و ورود گناه به اين جهان بود .

کلام خدا می فرمايد :  زمين نيز همرا با انسان بواسطه گناه ملعون گرديد . ( پيدايش 3 : 17-18 )

( در درس گناه و نتايج آن بر انسان و جهان ، بطور مفصل به بررسی اين موضوع خواهيم پرداخت . )

زمان خلقت

کتابمقدس می گويد : خدا جهان را ( در ابتدا) آفريد .يعنی اينکه قبل از ابتدا فقط ابديت و لامتناهی وجود داشت.

و خدا در اين نقطه بی ابتدا ، آغازی را برای شروع خلقت خود در نظر گرفت و آنرا نقطه آغاز يا «ابتدا» ناميد .

قبل از ابتدا هيچ خلقت ديگری وجود نداشت و تنها خدا بود و بس.  ( يوحنا 1 : 1و3 )

  • آفرينش جهان ناديدنی و فرشتگان

خدا نه تنها آفريننده جهان مادی وقابل رويت است ، بلکه آفريننده جهان روحانی و ناديدنی نيز است.

( مکاشفه 10 : 6 )   ( کولسيان 1 : 16) ( مزمور 148 : 2-5 )

فرشتگان موجوداتی روحانی هستند که دارای شخصيت نيز می باشند , يعنی هر سه فاکتور شخصيتی را دارا می باشند ، از جمله

  1. توانايي فکر کردن و شناخت دارند .

در کتاب دوم سموئيل 14 : 20 اشاره ای بر توانائی عقلانی فرشتگان در مقايسه با انسان شده است .

و در لوقا 4 : 34 نشان داده شده که فرشتگان نسبت به انسانها از دانائی بيشتری برخوردار هستند . اما با اين حال دانائی آنها محدود و در برابر خدا اندک می باشد . ( متی 24 : 36 )

    2. دارای احساسات و عواطفمی باشند .

مکاشفه 12 : 12  بيانگر اينست که فرشته شرير ، توانائی بروز دادن احساسات ( خشم ) را دارد .

و در نقطه مقابل آنها فرشتگان نور هستند که احساسات خود را همچون ( شادی ) در نجات هر شخص که به مسيح ايمان می آورد نشان  می دهند . ( لوقا 15 : 10 )

  • قدرت تصميم گيری دارند .

پولس در ( دوم تيموتاوس 2 : 26 ) به توانائی فرشتگان شرير در تصميم بجهت فريب دادن انسانها اشاره می کند .

نکته :

  • فرشتگان همچون ساير مخلوقات خدا کـامل و بی عيب آفريده شدند . ( حزقيال 28 : 15 )

زمان خلقت فرشتگان

کتابمقدس در خصوص زمان مشخص خلقت فرشتگان سخنی نمی گويد ، اما آنچه که از کتاب ايوب برمی آيد اينست که خلقت فرشتگان ، قبل از خلقت جهان مادی و انسان صورت گرفته است . بطوريکه ايشان در زمان خلقت زمين و انسان حضور داشتن و شاهد اين امور توسط خدا بوده اند . ( ايوب 38 : 7 )

 

بررسی بعضی  ديگر از خصوصيات فرشتگان

  • فرشتگان جنسيت ندارند و توليد مثل نمی کنند ، هر چند که ممکن است اســامی زمينی با جنسيت مونث يا مذکر مثل ( جبرائيل و ميکائيل ) برآنها گذارده شده باشد ، ولی نمی توان آنها را بر اساس جنسيت تقسيم بندی کرد .
  • فرشتگان توانائی جنسی و قدرت توليد مثل همچون انسان و ساير جانداران را ندارند . پس بطبع ازدواج هم نمی کنند و هيچ انسانی نيز نمی تواند با آنها ازدواج کند . ( متی 22 : 30 )
  • دانايي فرشتگان از انسان بيشتر است اما با اين حال باز هم در برابر علم مطلق خدا محدود می باشد.

( متی 24 : 36 )

  • فرشتگان مخلوقاتی روحانی و فاقد بدن مادی يا فيزيکی هستند که در امرخدمت نجات يافتگانند و آنها را از خطرات مختلف حفاظت کرده و می رهانند .

( عبرانيان 1 : 14 )    ( مزمور 34 : 7 ، 91 : 11 )

  • انسانها قادر به ديدن فرشتگان نيستند مگر اينکه خدا به صلاح ديد خود انسان را قادر به ديدن آنها سازد .

( دوم پادشاهان 6 : 17 ) ( داوران 6 : 11-24) ( يوحنا 20 : 12 )

نــکته :

کلام خدا از گروهی فرشتگان سخن می گويد که مقامی را که خدا برای آنها در نظر گرفته بود را ترک کرده و به ضد خدا عصيان نموده و سقوط نمودند . ( رساله يهودا 6 )

در رأس اين گروه از فرشتگان ، فرشته ای قرار داشت که شيطان نام دارد و به دليل جاه طلبی، مقام و موقعيت خود را از دست داد و بهمراه خودش يک سوم از فرشتگان خدا نيز با او سقوط کردند.( حزقيال 28 : 14- 17 )

که خدا در روز داوری تمام فرشتگان سقوط کرده و گناهکار را داوری خواهد نمود .

( اشعيا 14 : 12-15 ) ( مکاشفه 12 : 4 ، 7 – 9 ) ( دوم پطرس 2 : 4 ) ( يهودا 6 )

نکته :

لازم بذکر است که سقوط شيطان مربوط به زمان قبل از خلقت انسان است .که در درس شناخت گناه به آن می پردازيم.

 

انسان بعنوان خلقت خاص خدا

 

و خدا گفت انسان را شبيه خود بسازيم …   ( پيدايش 1 : 26-27 )

      اصطلاح به شباهت خدا به اين معنا نيست که انسان کپی کاملی ازخدا می باشد بلکه شباهت انسان به خدا يک شباهت اخلاقی و روحانی است و همين موضوع است که انسان را از سايرمخلوقات متمايزمی کند .

( پيدايش 5 : 1 ) ( يعقوب 3 : 9 )

کـتابمقدس انـسان را مـخلوق  بی مانند و بی نظيرخـدا مـعرفی می کند بـطوريکه آفـريده شـدن بـقيه موجودات به سادگی و تنها با يک فرمان الهی صورت گرفت ،اما خدا درخلقت انسان يک عمل خاص و ويژه ای را انجام داد .

اول اينکه خدا انسان را از عناصر زمينی بوجود آورد و سپس در بينی او روح حيات دميد .

اين دميدن روح الهی درانسان ، به او شخصيتی روحانی بخشيد و بـاعث شد تـا ازتـمام مـخلوقات ديـگر مقام بالاتری داشته باشد . [ ( پيدايش 1 : 20 ، 24 )  را با   ( پيدايش 2 : 7 ) مقايسه کنيد.]

نکته :

همواره اين سؤال پيش می آيد که منظور از ( مـا ) که کتابمقدس عنوان می کند چه کسانی هستند ؟           

  • 1– بعضی ها فکر می کنند که اين ضمائر و افعال برای احترام بکار برده شده اند ،همانند ضمائری کـــه برای پادشاهان ايرانی بکار برده می شد .

امـا با مـطالعه تـاريخ زبـان عـبری خواهيد فهميد که در ميان يـهوديان اصـلأ چنين رسـمی مرسوم نبوده و هــيچ پـادشـاه يا پيامبری را نمی يابيد که وی را اينچنين خطاب کرده باشند .

  • 2-  بعضی ها فکر می کنند که خـدا با فـرشتگان مکالمه می کند ، امـا با مـطالعه کـلام خدا بسادگـی       

          می توان به اين حقيقت  دست يافت که :

  • اولأ : طـبـق اشـعـيا 44: 24   اصـلأ فـرشـتگان در کـار آفـريـنش مـخلـوقـات خـدا هيچ نـقشی نـداشتـه اند .
  • دومأ : انـسان بصورت فـرشتگان خـلق نشده است بلکه بصورت خدا خلق شده است ، پس چگونه ممکن است خـدا بـه ايـشان  خـطاب کـرده  و بـگويد کـه انـسان را شـبيه  ( مـــا )  بـــسازيـم !

( در دروس آينده به بررسی اين موضوع بيشتر خواهيم پرداخت . )

هدف خدا از آفرينش انسان چه بود ؟

خــدا با آفـرينش انـسان قـصد نـمود تا مـخلوقی را بيآفريند که تا آنجايکه ممکن است شبيه او بوده و نمايانگر و معرف جلال او باشد .( امثال 8 : 31 ) ( اشعيا 43 : 7 )

و به او اين افتخار و شايستگی را داد تا بر هر آنچه خدا خلق نموده بود تسلط يافته و فرمانروائی کند .

( پيدايش 1: 28 ) ( مزمور 8 : 6-8 )

که متاسفانه انسان برآن چه خدا بدو سپرده بود امانت داری ننمود و برعکس زمين را بواسطه گناه خويش زير لعنت برد و خود و زمين خدا را به شيطان سپرد . ( پيدايش 3 : 17 ) ( يوحنا 14 : 30 )

( در درس شناخت گناه و ريشه سقوط انسان به بررسی آن خواهيم پرداخت .)

شباهت خدا و انسان اين امکان را فراهم ساخت تا خـدا و انسان با هم رابـطه ومـشارکت داشته باشند ،

درحاليکه رابـطه عـميق و مـشارکت مـتقابل بين خدا و هيچيک از مـخلوقاتی که او آفـريده  بـدين شـکل

مشاهده نمی شود  .

تفاوتهای اساسی انسان بعنوان خلقت خاص خدا ، با ساير مخلوقات

1 – انسان توانايي سخن گفتن دارد .

2 – انسان می تواند از زيبايي لذت ببرد .

3 – انسان می تواند بين خوب و بد را تشخيص دهد .

4 – انسان بطور ذاتی گرايش بسوی پرستيدن يک موجود مافوق خود که خدا باشد ، دارد .

5 – انسان می تواند برنامه ريزی کند .

ابعاد مختلف شباهت انسان به خدا

الف ) شباهت شخصيتی :

همانطور که در درس شناخت خدای کتابمقدس خوانديم ، هر موجود دارای شخصيت بايد سه فاکتور اصلی شخصيتی را دارا باشد يعنی :

1 – توانايي فکر کردن ( عقل):   يعنی توانايي درک کردن ، استدلال نمودن و به خاطر آوردن .

2 – احساس :              توانايي احساس کردن ، تحت تاثير قرار گرفتن ، بواسطه آنچه که تجربه می کند .

3 – اراده  :                 توانايی انتخاب کردن ، تصميم گرفتن و عمل نمودن . ( پيدايش2  : 16 )

4 – وجدان :        يک خود آگاهی است که در ارتباط با تشخيص خوب و بد در انسان تعبيه شده است .

اما بدون وجدان هيچ نوع عمل اخلاقی وجود نخواهد داشت .

وجود وجدان در انسان اين توانايي را به انسان می بخشد که بين اعمال و افکاری که باعث خشنودی و يا عدم خشنودی خدا می گردد ، داوری کند .   ( پيدايش 3 : 7 )  ( روميان 2 : 15 )

اگر چه خدا روح است ، ولی چون انسان مانند خدا يک موجود دارای شخصيت است لذا روح انسان

می تواند با روح الهی خدا ، رابطه برقرار نمايد .

در واقع خدا انسان را طوری خلق کرد تا بتواند با او يک رابطه شخصی داشته باشد و همچنين بتواند مانند او با ساير موجودات دارای شخصيت ، ارتباط برقرار کند .

ب) شباهت اخلاقی :

1 –  انسان موجودی است که دارای حس تمييز اخلاقيست و تفاوت بين خوبی و بدی را درک می کند

خدا انسان را در پاکی و راستی و نيکويي کامل آفريد و در ذات ساختاری او هيچ شرارت و بــدی را خلق ننمود.     ( پيدايش 1 : 31 ) ( جامعه 7 : 29 )    (1 . پطرس 1 : 15 – 16 )

2 – خدا با دادن قدرت تفکر به انسان اين امکان را به او داد تا اعمال و افکار درست را از نادرست تمييز دهد .

عقل به ما اين قدرت را می دهد تا بفهميم چه چيز صحيح است و چه چيزی اشتباه .

بعنوان مثال :

ايمانداری را در نظر بگيريد که تاجر است و بايد تصميم بگيرد که آيا برای شام خوردن با يک تــاجر مهم ديگر به مکانی که مرکز تفريحات گناه آلود است برود ؟ يا اينکه بايد روی اعتقاد خود بايستد حتی اگر به قيمت از دست دادن سود آن معامله باشد .

از آنجاييکه معيار زندگی هر شخص ايــماندار به عيسی مسيح بايد کلام خدا باشد ، لـذا آن شـخص بـايد خوب بداند که کلام خدا در باره معاشرت بد چه تعليمی می دهد .

( 2 . قرنتيان 7 : 1 )   ( 1 . قرنتيان 15 : 33 ) ( مزمور 1 : 1-2 )

در واقع وجدان هر شخص ايماندار ، طبق معيار کلام خدا تربيت و تعليم می يابد . و با رشد عقلانی و بلوغ روحانی رشد نموده  و طبق آن می تواند بين نيک و بد را تشخيص دهد .

نــکته:

زمانيکه شخصی طبق معيار وجدان سالم عمل نمی کند نتيجتاً به دنبال آن شرم و پشيمانی و در نهايت ترس به سراغش می آيد و اگر به کارهای خود ادامه بدهد رفته رفته حساسيت تشخيصی وجدان ،کم رنگتر شده تا جائيکه حتی می تواند خاموش شود و درهنگام ارتکاب اعمال گناه آلود هيچ صدايي از درون به بيرون نمی رسد و حتی در انجام قبيح ترين کارها هيچگونه عـذاب وجـدانی را احـساس نکرده و کم کم شخص به رياکاری و دروغگويي عادت می کند .     ( 1 . تيموتاوس 4 : 2 )     ( تيطُس 1 : 15 )

البته احـساس شـرم و پـشيمانی و ترس مربوط به وجدان نمی گردد بلکه مربوط به احساسات انسانی

می باشند .

بنابراين وجدان سالم در ارتباط با نگرشها و رفتارهای ما مانند يک قاضی عادل عمل می کند .

پ ) ماهيت منطقی :

انسان به دليل داشتن ماهيت منطقی ، قدرت تعقل ، توانايي استدلال ، توانايي شناخت خدا و شناخت ديگر چيزها ، به خدا شباهت دارد .      ( پيدايش 2 : 23 )

ت ) قابليت تسلط و حکمرانی :

انسان در رابطه خود با طبيعت نيز شبيه خداست يعنی اينکه به انسان اين توانايي داده شده است که بر طبيعت حکمرانی کرده و بر آن تسلط نمايد .    ( پيدايش 1 : 26 ، 28

 ث ) خودآگاهی :

از آنجاييکه انسان شبيه خدا آفريده شده است ، از وجود خود آگاه و با خبر می باشد بطوريکه می تواند رويـاها ، آرزوهـا ، امـيدها ، و مـحرکهای خاص خود را شناخته و درک کند . در صورتيکه سايرموجودات ديگر از اين خودآگاهی برخوردار نيستند .

ج ) بُعد روحانی :

انـسان مـوجودی روحـانی است بهمين دليل می تواند با خـدا يک رابطه روحـانی داشته و درحـمد و ستايش خدا همچون فرشتگان شرکت نمايد و از اين رابطه لذت ببرد . ( يوحنا 4 : 23 – 24  )

چ ) بُعد فکری

انسان موجوديست که قدرت تفکر ، انديشه پردازی ، استدلال و نيز دارای قدرت خلاقيت و آفريندگی است و می تواند دست به آفرينش بزند  .

و همچنين می تواند با برنامه ريزی نيازهای آينده را پيش بينی کرده و به رفع آنها اقدام نمايد .

نــکته :

با وجود اينکه خدا در ساختارخلقتی انسان هيچ چيز را کم نگذاشت ، امـا در درس بـعد خواهيم خواند که بواسطه گناه و نا اطاعتی از فرمان خدا ، اين امتيازِ به شباهت خدا بودن را از دست داد .

در واقع نقشه نجات فراينديست که در طی آن انسان مجدداً در طريقی قرار می گيرد که صورت خدا مجدداً در وی احياء شده و او در اين مسير بيشتر به صورت خدا در می آيد .

( افسيان 4 :23 – 24 )        ( کولسيان 3 : 10 )    ( روميان 8 : 28 – 29 )

طبيعت انسان  

 

وجود انسان از دو بُـعد مـادی و غـيرمـادی تشکيل شده است . ( 1 . تسالونيکيان 5 : 23 )

بُـعد مادی

  • شامل جسم که همان بدن است .

کتابمقدس از جسم يا بدن انسان بعنوان کالبد روح سخن گفته و تاکيد بر مراقبت از آن را می نمايد .

(1 . قرنتيان 3 : 16-17  و  6 : 19-20 )    ( روميان 12 : 1 )

بُـعد غير مادی

2- شامل جان که نام ديگر آن ( نفس يا روان ) است .

3- و روح می باشد

که ايندو همراه با بدن مادی تماميت شخص انسان را تشکيل می دهند .

نکته 1 : خود جان يا نفس يا روان ، مجموعه ای است از 1- افکار 2- احساسات 3- اراده انسانی

( لاويان 17 : 11 ، 14 )   ( 1 . تسالونيکيان 5 : 23 ) ( ايوب 32 : 8-9 )

نکته 2 :

خدا در ساختار خلقتی انسان يک ترتيب و هماهنگی و رابطه ای را بنا نهاد که ،

بدن انسان تحت کنترل و اطاعت روان درآيد و هر دوی آنها تحت کنترل و اطاعت از روح قرار گيرند .

اما متأسفانه اين نوع ترتيب و هماهنگی به سبب گناه و سقوط انسان بهم خورد .

بطوريکه روح انسان که حاکم بر تمام ماهيت وجودی او بود و از جنس خدا بود ، سقوط کرده و از جنس ظلمت و تاريکی گشت .

و بدين ترتيب اين روح سقوط کرده در تاريکی ، نسل به نسل به بشر منتقل گرديد . بطوريکه هر انسانی که متولد می شود با روح سقوط کرده در تاريکی متولد می شود . و طبيعتاٌ اين روح تاريک ، ما را در فاصله ای از خدای نور قرار می دهد .

اما خدا را شکر که خدای محبت برای بازسازی ونجات روح اين محبوب دل خود يعنی انسان تدارک و نقشه ای را کشيد ، و برای اجرای نقشه اش شخصاً بروی زمين آمد تا انسان را از تاريکی و ظلمت به نور خود بياورد .

( که در دروس آينده مفصلاً در اين خصوص صحبت خواهد شد . )

با آمدن زمان مرگ چه  اتفاقی برای انسان می افتد .

 

اصولاً چيزهای بسيار زيادی در خصوص زندگی پس از مرگ وجود دارد که ما از آن بی خبريم ، اما کتابمقدس حقايقی را به ما تعليم می دهد که زندگی پس از مرگ به حقيقت وجود دارد .

( دوم پطرس 3 : 10- 14 ) ( دانيال 12 : 2 ) ( يوحنا 5 :28- 29 )

نــکته :

 

مرگ فيزيکی يک قسمت از لعنتی است که بواسطه گناه برای انسان مقرر شد .

بطوريکه در زمان مرگ اعضاء بدن مادی انسان از کار می افتد و بدن فاسد گرديده و تبديل به خاک

می شود . ( پيدايش 3 : 19 ) ( اول قرنتيان 15 : 53- 57 )

اما قسمت غير مادی انسان که روح می باشد از بين نمی رود بلکه همراه با سه عامل اصلی شخصيت يعنی عـقل ، احـساس و اراده به اضافه وجـدان به  عـالم اموات  رفته و در آنجا به زندگی پس از مرگ ادامه خواهند داد .     ( لوقا 16 : 24 – 26 )     ( 2 . قرنتيان 5 : 8 )     ( عبرانيان 9 : 27 )

زندگی پس از مرگ چگونه است ؟

 

پس از مرگ ايمانداران روحشان بلافاصله به حضور خدا می رود و در انتظار روزی می مانند که با بدنهای متبدل وجلال يافته همچون مسيح عيسی ابديت را با او بسر ببرند  .

( 1 . قرنتيان 15 : 42 – 49 )   ( فيليپيان 3 : 20-21 )

اما در مورد بی ايمانان يعنی کسانيکه نجات مسيح را نپذيرفته اند با فرا رسيدن زمان رستاخيز روح ايشان با بدنهايشان متحد شده و برای داوری نهايي در برابر تخت خدا قرار خواهند گرفت و جزای ابدی در انتظار ايشان خواهد بود  .

( اعمال 24 : 15 )     ( مکاشفه 20 : 12 -15 )     ( مکاشفه 21 : 5 – 8 )

سوالات پايان درس آفرينش جهان و انسان

 

لطفاً درس را خوانده وسوالات زير را جواب دهيد .

1 – آيات داده شده را مطالعه کنيد و بيان نمائيد هر کدام درباره منشاء انسان چه مطلبی را می گويند .

  1. پيدايش 1 : 27 …………………………..
  2. مزمور 100 : 3 …………………………..
  • افسسيان 4 : 24 ………………………….

2- انسان از چند بُعد تشکيل شده و کدام از چه قسمتهائی برخوردار است ؟

3- عبارت انسان موجودی دارای شخصيت است به چه معنی می باشد ؟

4 – سوالی خارج از اين درس چهارم . هدف خدا از آفرينش دنيا چه بود ؟

4- هدف خدا از آفرينش انسان چه بود ؟

5 – چه تفاوتهايي بين فرشتگان و انسان را می توانيد عنوان کنيد ( لطفاً فقط نام ببريد ) .

6 – چه تفاوتی بين چگونگی خلقت انسان و ساير موجودات را می توانيد عنوان کنيد .

7 – چه چيز انسان ، به شباهت خدا خلق شده ؟ ( لطفاً فقط نام ببريد ) .

8 – طبق مکاشفه 21 : 5 – 8 چه سرنوشتی برای مردگان در زندگی پس از مرگ وجود دارد ؟

آيات حفظی :

( يوحنا 4 : 24 )   ( اول قرنتيان 15 : 33  )

آفرينش جهان و انسان

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *