lesson-20-30

تغییر و تحولات اساسی در زندگی ایمانی ( درس بيستم )

اقتدار شخص مسيحی

مقدمه :

بارها ديده می شود عده ای از مسيحيان با اينکه مدتی از ايمانشان به عيسی مسيح می گذرد ، اما هنوز در قسمتهائی از زندگی شان در اسير هستند .

مثلاً بارها می شنويم که می گويند : من وقتی عصبانی می شوم ، ديگر نمی توانم جلوی خودم را بگيرم .

يا اينکه می گويند : کنترل زبان برای من خيلی سخت است .

يا اينکه : آن آرامشی را که ديگر ايمانداران دارند من ندارم .

اين گروه معمولاً در ترس و نااميدی و نگرانی از گذشته و حال و آينده بسر می برند .

اما چرا ؟

چرا عده ای هنوز در قسمتهائی از زندگی شان اسير هستند ؟

چرا ايشان آن آرامشی را که مسيح وعده نموده را تجربه نکرده اند ؟

چرا دائم در ترس و اضطراب و نااميدی زندگی می کنند ؟

آيا ايمان ايشان مشکل دارد ؟

آيا در رابطه شان با خدا مشکل دارند ؟

آيا جنبه های روحی ، روانی ، شخصيتی ، در ايشان ضعيف است ؟

مشکل در کجاست ؟

در اين درس خواهيم کوشيد تا حين بررسی اصولی در اين خصوص به سوالات بالا بطور کلی جــــواب دهيم .

هر کس عيسی مسيح را بعنوان نجات دهنده شخصی خود پذيرفته و زندگی اش را به او سپرده است ، اين اطمينان را داشته باشد که ، نجات او از طرف مسيح تضمين شده است .

اما برای تجربه کردن يک زندگی در اطمينان و آرامش بايستی در ايمان خود محکم بمانند و از قــــدرت عظيم خداوند در خود بهره گرفته و استفاده نمايند .

برای بهتر روشن شدن موضوع بهتر است کمی از ابتدای نقشه خدا برای خلقت انسان صحبت کنيم تـا بدانيم خدا ما را برای چه و چگونه آفريده ؟

در کتاب پيدايش 1 : 26 – 27 می خوانيم که خداوند انسان را حاکم و سلطان خلق نمود . ايـــن يـکی از زيباترين مفاهيم خلقت است .

او همه چيز را زير دست انسان قرار داد تا او بر جميع کارهای دست خودش تسلط داشته باشد .

خداوند انسان را موجودی مقتدر خلق کرد و از اقتدار الهی خودش به انسان عطا نمود .

يکی از مفاهيم اقتدار يک شخص مسيحی اين است که همچون يک فرمانده زندگی کرده و هـــمچون او سخن براند .

کلام خدا می گويد : شما ايمانداران دهان يا سخن گويان خدا هستيد و می توانيد با استفاده از اقتدار الهی

فرماندهی کنيد .

قبل از باز کردن موضوع بالا بهتر است که به دو سوال زيرجواب دهيم .

1 – يک شخص مسيحی بر چه چيزهائی می تواند فرمانده باشد ؟

2 –  يک شخص مسيحی چه وقت می تواند فرمانده مقتدری باشد ؟

کتابمقدس عملاً نشان می دهد که يک شخص مسيحی سالم می تواند بر همه چيز بجز خداوند فرماندهی کند . که برای باز شدن موضوع بهتر است در ابتدا به سولات فوق جواب دهيم .

1 – يک شخص مسيحی بر چه چيزهائی می تواند ، فرمانده باشد ؟

 

الف ) يک شخص مسيحی قدرت فرماندهی بر شيطان را دارد .

عيسی مسيح در انجيل لوقا 10 : 19 می فرمايد : من به شما اقتدار بخشيدم تا تمامی قـــوت دشــمن

( شيطان ) را پايمال کنيد .

و در يوحنا 14 : 11 – 12 می فرمايد : هر که به من ايمان بياورد ، کارهائی را که مـــن مــی کنم او نــيز

می تواند انجام دهد .

کلام خدا می گويد : شيطان خود را رئيس اين جهان معرفی می کند اما آن روحی( مسيح ) که در ماست ، قدرتمندتر از آن روحی است که بر اين دنيا حکومت می کند .

ما در نام عيسی مسيح اقتدار داريم که بر شيطان فرمان دهيم و او مجبور است که از ما اطاعت کند . چرا که کلام خدا می گويد او بايد از شما بگريزد .

ب ) هر مسيحی اقتدار دارد تا بر تمامی روحهای شرير فرمان دهد تا بيرون روند .

کلام خدا می گويد : همانگونه که شيطان رئيس روحهای شرير ،به اشارت انگشت ازشما دور خواهد شـد فرشتگان او نيز بايد از شما اطاعت کرده و بگريزند .

ت ) هر مسيحی اقتدار دارد تا بر مردمان شرير که می خواهند ما را از مسير الهی دور کنند ، فرمان دهند .

کلام خدا در افسسيان 6 : 10 – 12 می گويد : جنگ ما انسانها نيست . انسانهائی که مثل ما جسم و خــون دارند بلکه جنگ ما به ارواح شرور است ………

بدين ترتيب ما اقتدار داريم ، هر کس را که تحت کنترل شيطان بخواهد ما را از اراده نـــيکو و پــسنديده خداوند دور کند ، فرمان داده و تمامی قوای ايشان را بنام عيسی مسيح ببنديم .

ج ) يک شخص مسيحی حتی اين اقتدار را دارد تا بر خود نيز فرمان دهد .

در زندگی خيلی از ما ضعفهای بسياری وجود دارد که مانع می شود تا با خدا و کليسای او يـک رابــــطه سالم داشته باشيم . به همين دليل اينجاست که لازم است از موضع فرماندهی و اقتدار الهی در خود بــهره گرفته و به هر چيز که در درونمان مانع رشد روحانی ما می شود فرمان دهيم .

اين مورد را درباره مردان کتابمقدس به تکرار می بينيم .

مثلاً داوود نبی در بحرانهای روحی به خود می گويد : ای جان من چرا منحنی شده ای ؟

چرا اينقدر پريشان گشته ای ؟ بلند شو ! بر خدا اميد داشته باش !

ای جان من فقط برای خدا خاموش شو !

ای جان من خداوند را متبارک بدار !

ای جان ناتوان من ، ای جان تنبل من ، ای جان ترسوی من ، ای جان نااميد من ، برخيز .

هيچکدام از اين چيزهای منفی را در زندگی خود نمی پذيرم .

ای دشمن بر تمام چيزهائی که تو بخواهی در زندگی من وارد کنی غالب آمده ام .

و اگر نگاه کنيم بارها ما هم همانند ديگر مردان خدا در بحرانهای روحی گرفتار می شويم اما اينجاست که می توانيم از قدرت عظيم خدا در خود بهره گرفته و زورآور شويم و در برابر فريبها و نيرنگهای شيطان و نفس خود ايستادگی کنيم .

متاسفانه بارها از زبان ايمانداران شنيده می شود که شخصيت من اينچنين است ، و هيچ کاری نميتوان کرد

اخلاق من بطور ارثی اينگونه است .

در پاسخ بايد گفت :که اين يک فريب است که شيطان به خورد ما داده تا ما را از به شباهت عيسی مسيح درآمدن منصرف کند .

وقتی ما فريبهای او را می پذيريم مسلماً شيطان هر چيز منفی را می تواند وارد روح و روان و زندگی مــا کند و ما آنرا بعنوان ، شخصيت و ارث و تاثيرات محيط و غيره می پذيريم .

اما کلام خدا وعده تولد تازه را به هر کس که به عيسی مسيح ايمان آورد می دهد .

خداوند نه فقط گناهان ما را می بخشد بلکه يک شخصيت جديد به ما عطا می کند . درست است که ايـن تغيير شخصيت يک شبه صورت نمی گيرد ، اما به مرور زمان خواهيم ديد که در بسياری از موارد زنـدگی در ما تغيير ايجاد شده تا کم کم به شباهت عيسی مسيح درآييم .

موسی خشمگين ترين آدم روی زمين بود ، حتی برای دفاع از يک يهودی ، دست به قتل يک مصری زد .

اما می بينيم بعداز ملاقاتش با خداوند ، صبورترين مرد روی زمين می شود .

يوحنا که معروف به پسر رعد بود و همواره شخص بسيارعصبانی بود ، بعد از اينکه شاگرد مسيح شــد و روح خدا در او کار کرد به رسول محبت تبديل شد .

پس هر کدام از ما می تواند بر تمامی افکاری که خلاف اراده خداست و می خواهد ما را از مسير الـــهی دور کند ، غالب آييم

حتی می توانيم بر هر گونه ضعفی که زندگی ما را فلج کرده فرمان داده و آزاد شويم .

مثل ترس ، نااميدی ، غصه ها ، بی خوابيها ، نگرانيها ، اصطرابها و غيره …..

ما می توانيم بر هر قسمت از روابط منفی مان با ديگران دستور دهيم تا آن روابط شفا يابند .

در خصوص چنين مواردی می توانيد بگوئيد :

من هرگونه سوءذن و بدبينی را در مورد اين شخص از خودم دور می کنم و نمی پذيرم .

من اين فکر را که بخواهد در مورد خواهر يا برادر روحانی ام شک ايجاد کند به اسم عيسی مسيح از خود دور می کنم .

ما اقتدار داريم بر هر چه که در زندگی ما مُرده است فرمان داده تا زنده گردد و حيات خدا در آن جــاری شود .

مثلاً اگر محبت ، حس همدردی ، کمک کردن ، ابراز احساسات ، روحيه دعا کردن ، مشارکت در کليسا و ايمانداران ، در شما مرده و يا در حال مردن است ، فرمان دهيد تا روح خدا در آن جاری شده  تا از نـــو اين ثمرات نيکو در شما جان دوباره بخود بگيرد .

کلام خدا می فرمايد : در زبان شما قدرت است و هر آنچه را بگوئيد خواهد شد .

و در مزمور 8 : 2 آمده ، از زبان کودکان و شيرخواران قدرت بيرون می آيد . کودک می تواند يک طـــفل باشد يا يک نو ايمان يا يک ضعيف الايمان باشد .

وقتی که ما در زبان خود از قدرت الهی بهره می يابيم ، مطمئناً تغييری بوجود خواهد آمد .چرا که کـــلام خدا می گويد : موت و حيات در قدرت زبان است .

 2 –  يک شخص مسيحی چه وقت می تواند فرمانده خوبی باشد ؟

 

ممکن است کسی بگويد که من بارها فرمان داده ام اما هيچگونه تغييری در کل مسئله بوجود نيامد .

در پاسخ به اينگونه افراد بايد موارد زير را توصيه کرد تا با دقت خوانده و رعايت کنند تا بتوانند از اقـتدار کامل الهی در خود بهره بگيرند .

زيرا صرفاً گفتن خالی کافی نيست بلکه بايد شرايط لازم برای يک فرمان موثر در ما ايجاد شده باشد .

از جمله :

الف ) بايد رابطه بين ما و خدا ، يک رابطه کاملاً شفاف باشد .

يعنی اينکه در تقدس زندگی کنيم و هر مانعی را که بين ما و خدا فاصله انداخته ، با توبه و اعــــتراف از ميان برداريم .

خداوند درمزمور 50 : 16 – 22 می گويد : به تو چه وقتی اسم مرا بر زبان می آوری ، اما در گناه زنــدگی می کنی ؟

گناه باعث خشک شدن قدرت روحانی ما می شود .

در واقع وقتی که ما با آگاهی در گناه زندگی می کنيم ، نمی توانيم از قدرت عظيم خدا در خود اســـتفاده کنيم .

ب ) بايد با ايمان و اعتماد از جانب خدا سخن بگوييم .

يعنی اينکه ما بايد باور کنيم که سخنگويان خدا هستيم و در زبان ما قدرت الهی وجود دارد .

مسيح فرمود : اگر با ايمان به اين کوه بگوئيد جابجا شود ، از شما اطاعت خواهد کرد .

ج ) فرماندهی ما بايد همراه با دو سلاح زير همراه باشد .

1 – سلاح نيرومند نام پرقدرت عيسی مسيح

2 – سلاح قدرتمند خون عيسی مسيح

چرا که شيطان از اين دو سلاح بسيار می ترسد .

ت ) فرمان ما وقتی موثر است که با شناخت و آگاهی کافی همراه باشد .

فرمان ما نبايد از روی عادت يا هيجان يا جلب توجه ديگران يا ارضاء شخصی يا شوخی بکار رود بــلکه  اطمينان داشته باشيم آنچه که می گوئيم ، انجام خواهد شد و هيچگونه شک و ترديدی در خود راه ندهيم.

ج ) فرمانی را که ما بر زبان می آوريم بايد در حريم کتابمقدس باشد .

ما اجازه نداريم هر چه را که بر سر زبانمـان می آيد در فرمان عنوان کنيم .

مثلاً هرگونه نفرين و لعنت بر خلاف کلام خداست حتی اگر خطاب به شيطان باشد .

جهت کسب اطلاعات بيشتر در اين خصوص می توانيد به کتاب قدمهائی بسوی آزادی نـــوشته دکــــتر

 يا اينکه از شـــــبان کليسا مشورت بگيريد . خدا به شما برکت بدهد .

سوالات پايان درس اقتدار شخص مسيحی

 

 

1 – يک شخص مسيحی بر چه چيزهائی می تواند فرمانده باشد ؟

2 –  يک شخص مسيحی چه وقت می اوند فرمانده خوبی باشد ؟

آيات حفظی :

مزمور 8 : 2                               يوحنا 14 : 12

اقتدار شخص مسيحی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *