lesson-2

تغییر و تحولات اساسی در زندگی ایمانی ( درس دو )

حقانيت کتابمقدس

 

مقدمه

         در ميان ما ، اغلب شنيده می شود که کـتب مـقدسه مسيحيان دست خورده است ، يـا بـه عبارت ديگر تحريف شده است .

عده ديگر بر اين باورند که کتابمقدس تحريف نشده بلکه منسوخ شده است . يعنی با آمدن کتاب جديد کتب قديمی پيش از آن باطل می شود .

         در اين درس خواهيم کوشيد که اين موضوع را از جـنبه های مـختلف عـلمی ، عقلانی ، منطقی و روحانی و فلسفی مورد بررسی و مطالعه قرار دهيم ، تا بدانند کتابمقدس نه تحريف شده و نه منسوخ.

اما قبل از اينکه بدانيم امکان تحريف کتابمقدس وجود داشته است يا نه ، بهتر است در ابتدا بدانيم که تحريف يعنی چه ؟

 

تحريف چيست ؟   

        اصـولاً کـلمه تحريف هم ريـشه است با کـلمه انـحراف . و مـدعيان تـحريف مـعتقدند کـه مـتن کتابمقدس که هم اکنون موجود است ، آن متن اصـلی نيست که در ابتدا نوشته شده است ، بـلکه افـرادی مـغرض آن را بخاطر منافع خود تغيير داده اند .

 در ادبيات کلاسيک معمولاً تحريف را بر دو گونه تعريف می کنند .

1 – تحريف کتبی              2 – تحريف شفاهی 

1 – تحريف کتبی

       تـحريف کتبی يعنی اينکه در متن کتاب دينی يک اعتقادی دست برده شده باشد . يا به عبارت ديگر کتاب آسمانی آن دين تغيير کرده باشد .

2 – تحريف شفاهی

      تحريف شفاهی يعنی اينکه متن کتاب آسمانی يک دين دست نخورده است ، اما معلمين يا مجتهدين آن دين ، هنگام تعليم دادن آن ، بطور شفاهی اصول و اعتقادات آن دين را تغيير داده و آنرا تحريف شـده به مردم تعليم می دادند .

       اما در ميان ايرانيها چنين مرسوم و متداول است که مـتن کتابمقدس دست خـورده است .

 يعنی ايـنکه مـتنی که امـروزه از تـورات و انـجيل موجود است ، آن چـيزی نيست که تـوسط مـوسی و پـيامبران ديـگر و عيسی مسيح يا رسولان او تعليم داده شده است . و چون تغيير کرده قابل اعتماد نيست .

     هر چند که چـنين ادعـايي از سـوی اين قبيل افراد ،  به اين دليل است که چون مطالب کتابمقدس بـا اعتقادات مذهبی آنها همخوان و همسو نيست وايشان را تأييد نکرده ، بلکه محکوم می کند ، لــذا بــرای توجيه اين اختلاف نـظر چنين ادعايي را مطرح می سازند تا خود و اعتقادشان را توجيه و تبرئه نمايند . و اين يـک چـيز جديـدی نيست ، زيرا در زمان خود عـيسی مـسيح نـيز اشـخاصی چون فـريسيان بــودند کـه با وجود ديدن آيات و معجزات بسيار باز چـنين اتـهاماتی را مـطرح مـی کردند تا خـطايای خــود را مـخفی نـمايند ، امـا مـسيح با چنان حکمتی جواب ايشان را می داد که زبانشان بسته می شد .

و نه تنها از طرف يهوديان بلکه در طول تاريخ بارها توسط افراطيون روم و بعد توسط پيروان ساير اديان و سپس توسط فلاسفه مورد انتقاد و حمله واقع شده است . اما هنوز می بينيم که کتابمقدس سرافراز ايستاده است و به قوت خود باقی است .

کلام خدا همچون طلای نابی است که کليسای مسيح هرگز از به محک گذاشتن آن نهراسيده است . چون به محافظت خدا از کلام خودش ايمان دارد .

      اما قبل از هر چيز در ابتدا از مدعيان  اين سـوال را بايد کرد ، که کدام قسمت از کتابمقدس تـحريف شده است ؟

 آيا عـهد عـتيق تحريف شده است يا عـهد جـديد ؟ يا هـر دو آنها ؟

      که سعی داريم دراين درس به بررسی موضوعی هر سـه مورد ادعا ، بپردازيم و برای هر کدام جوابی علمی ، منطقی و روحانی ارائه بدهيم .

مدعيان تحريف عهد عتيق

 

  • مهمترين سوال اينکه : چه کسانی تحريف کرده اند و در چه زمـانی ؟

ادعای اول

 

 عهد عتيق قبل از ميلاد مسيح تحريف شده است .

 

      بعضی ها اين ادعـا را دارند کـه ، يـهوديان در حـدود 500 سـال قـبل از مـيلاد تـوسط نبوکد نـصر

( پادشاه بابل ) مورد حمله قرار گرفتند و اورشليم که پايتخت قوم بنی اسرائيل در آن زمان بود ويران شـد و بهمراه آن معبد و کتب مقدسه آنها هم از بين رفت . و مجدداً راويها و کاهنان يهودی بعد از بـرگشتن از اسارت دوباره بر اساس خاطرات و محفوظات ذهنی شان ،آنرا به رشته تحرير درآوردند . در نـتيجه ايشان در هنگام بازنويسی ( تورات و زبور و صحف انبيا ) آنرا تحريف نمودند .

 اما ببينيم آيا اين امکان وجود داشته است که عهد عتيق تحريف شده باشد يا نه ؟

     قبل از اينکه به اين ادعا جواب بدهيم که ، آيا عـهد عـتيق توسط راويـها و کـاهنان يـهودی تـحريف شـده است يا نه ؟ يک سوال را بايد مطرح کرد ، که اصولاً انگيزه يا علت تحريف چه می تواند باشد ؟ …

يا چگونه ممکن است يک کاهن که خود معتقد به مذهبش است ، مايل باشد که کتاب آسـمانی ديـنش را تغيير دهد ؟

جواب :

 

نکته اول اينکه :   اصولاً انگيزه تحريف می تواند کاملاً مشخص باشد . بطوريکه کاهن يا راویِ آن کـتاب بخواهد آنچه را که بر خلاف اعتقاد ايشان نوشته شده است را تغيير داده و بـجای آن مـواردی کـه مـوافق ميل شان است را بنويسند .

يا به عبارت ديگر اعمال زشت و اشتباهات و اعتقادات نادرست خودشان را به نوعی توجيه کرده و يا بـه نوعی به ميل شان سازگار کنند ، تا مبادا ايشان رسوا شوند .

در صورتيکه ما در کتابمقدس چنين چيزی را نمی بينيم . بلکه برعکس ، کتابمقدس در تمام طـول تـاريخ آشکار کننده اعمال  زشت و اشتباهات و اعتقادات نادرست اين قبيل افراد بـوده است  و آنـها را مـحکوم

می کند .

نکته دوم اينکه : از بين رفتن نُسَخِ تورات و صُحُف انبيا از نقطه نظر تاريخی صحت ندارد . بلکه برعکس

نبوکد نصر بر خلاف پادشاهان ستمگر آن زمان ، پيش از ويرانی اورشليم ابتدا اشرافزادگان و شاهزادگان و دانشمندان و بزرگان قوم يهود را به بابل منتقل کرد ، و ايشان کتب مقدسه خود را با خود به بـابل بردند و مـيراث خود را حـفظ نمودند . که در ميان ايشان انـبيای بزرگی همچون دانـيال نـبی و حـزقيال و زکـريا وجود داشتند . و ايـن انبيا در ديـار غربت ، دائماً به کتب تورات و صحف انبيا اشاره کرده اند و بر اساس آنها گناهان قوم را به ايشان هشدار داده اند ، و اين امر در کتابهايشان نيز منعکس شده است .

 ( کتاب دانيال فصل اول و نهم  ) ( حزقيال فصل دوم )

 نکته سوم اينکه : بايد توجه داشت که هرکسی نمی توانست در ميان قوم يهود جزء کاتبين و کاهنان و يا راويها باشد بلکه شرايط بسيار خاصی برای انتخاب ايشان وجود داشت . در ضمن کاتبين يهود يا کـاهنان و راويها ، دقت و وسواس بسيار زيادی را در هنگام نسخه برداری و رونويسی کتب مقدسه ازخودبه خرج

می دادند ، تا مبادا چيزی از آن کم يا زياد شود ، چرا که هشدارهای بسياری در اين خصوص در کتابمقدس وجود دارد . ازجمله آن هشدارها اين  است ، اگر کسی از متن اين کتاب چيزی کم يا زياد کند مورد لعنت خــدا قرار خواهد گرفت .

و اصولاً کاهنان برای خود يک ايمان واعتقادی داشتند چگونه ممکن بودکه بخواهند متن را عوض کنند ؟

اما نکته چهارم : که بـسيار با اهـميت می باشد اين است که عيسی مسيح عـهد عتيق را مورد تـأييد قـرار

می دهد . و همانطور که می دانيد عيسی مسيح بارها به استناد آياتی از عهد عتيق ، سخن می گفت و آنـرا مورد تأييد قرار می داد .

      مسيح در موعظه بالای کوه فرمود : گمان مبريد که آمده ام تا تورات يا صحف انـبيا را بـاطل سـازم ، نيامده ام که باطل سازم بلکه تا تمام کنم ….. ( متی 5 : 17 – 18 )     ( لوقا 24 : 44 )  

مسيح تمام تعاليم و معجزات و حقانيت خود را بر شالوده عهد عتيق استوار می کرد و برای صحت گـفتار خود ، از نبوتها و پيشگوييهای عهد عتيق استفاده می نمود . و اين خود دليل بسيار معتبری برتأييد و اعتبار

کتابمقدس است .

نکته پنجم اينکه : پس از صعود عيسی مسيح به آسمان ، رسولان برگزيده او نيز عهد عتيق را  اساس کار و خدمت بشارتی خود قرار دادند . اعمال رسولان 2 : 14-23 )  

آنان بر اساس عهد عتيق به يهوديان  ثابت می کردندکه عيسی ناصری همان مسيحای موعود در عهد عتيق است که برای گناهان تمامی بشر قربانی شد و بعد از سه روز قيام کرد و به نزد پدر آسمانی صعود نمود .

و در واقع برای رسولان مسيح ، عهد عتيق کلام مقدس و غير قابل تغيير خدا بود . و اين امـر بـيانگر ايـن حقيقت است که ادعای تحريف عهد عتيق قبل از ميلاد مسيح کاملاً بی اساس می باشد .  

ادعای دوم

 عهد عتيق بعد از عيسی مسيح تحريف شده است .  

 

 شايد مدعی ديگری پيدا شود و بگويد تورات تا زمان مسيح و رسولان بدون تغيير بوده است امـا بـعد از آن افرادی مغرضانه آنرا تحريف نموده اند .

حال ببينيم چه کسانی و چرا دست به تغيير کتابمقدس زده باشند ؟

جواب اول:

در آن زمان دو گروه يهوديان و مسيحيان وجود داشتند که هر دو کتابمقدس را بعنوان کتاب الهی خود قبول داشتند ، البته يهوديان فقط عهد عتيق يا تورات را قبول داشتند و مسيحيان کل کتابمقدس را که شامل عهد عتيق و عهد جديد می باشد را قبول داشتند .

در واقع هر دو گروه طرفدار اين کتاب هستند ، . پس اگر هر گروه که سعی در تحريف آنرا داشته باشند ، مطمئناً با مخالفت و ممانعت گروه مقابل روبرو می شدند .

و حتی اگر احياناً در بين اين دو گروه افراد مغرضی پيدا می شد که سعی به انجام چنين کاری داشتند ، مطمئناً در مقابل افراد ايماندار و وفادار اين کتب قرار می گرفتند که سعی در فظ کتبشان داشتند ..

جواب دوم :

در جواب اين ادعا بايد گفت : آيا مگر تنها يک نسخه از اين کُتب در دنيا وجـود داشـته که کسی بخواهد آنرا در منطقه و قلمرو خود تحريف کند . بلکه نُسخِ خطی بسياری از عـهد عتيق در اختيار تـمام يـهوديان پراکنده در دنيای آن زمان بوده که در روزهای سَبت و جشنها درکنيسه ها آنرا برای مردم قرائت می کردند  

  

     و تنها يک حالت باقی می ماند و آن اينست که تمام يهوديان پراکنده در تمام دنيا يکدفعه مرتد شده و با هم کتب مقدسه ای راکه دراختيارشان بوده را بطور يکسان تحريف نمايند .

که می بينيم چنين فرضی از نظر منطقی غير ممکن بنظر می رسد .

جواب سوم :

                                        

کشف طومارهای دريای مرده ( بَحرالميت )

       خوشبختانه حدود 50 سال پيش ( 1947 ) يک پسرک چوپان بـطور اتـفاقی در سـرزمين فـلسطين ، واقع در غاری در نزديکی دريای مرده ، نسخه هايي از عهد عتيق را پيدا کرد که دانشمندان بـاستان شناس را متعجب نمود .

ايشان پس از مطالعات جّدی بر روی نسخه های خطی عهد عتيق ، متوجه شدند که اين نـسخه ها مـتعلق به قرن دوم و اول قبل از ميلاد می باشند . و جالب تر از آن اينکه متنی که امـروزه از عـهد عـتيق مـوجود است مـطابقت دارد با آنچه که در اين نسخه های قديمی وجود دارد .

مدعيان تحريف عهد جديد   

  • مهمترين سوال اينکه : چه کسانی تحريف کرده اند و در چه زمـانی ؟

ادعای اول  

 

عهد جديد توسط رسولان مسيح تحريف شده است . 

عده ای ميگويند: انجيلی راکه عيسی مسيح نوشت ،بعد از صعوداوبه آسمان توسط رسولانش تحريف شد.       

جواب :

نکته اول اينکه : در ابتدا بهتر است اين مدعيان بدانند که عـيسی مـسيح شـخصاً هـيچ کتابی را نـنوشت ، بلکه رسولان او عهد جديد را نوشتند . ( دوم پطرس 1 : 1-2  )

آيا ايشان معتقدند که رسولان نوشته های خودشان را تحريف نموده اند ؟

آيا اين امکان وجود دارد که ايـشان نه تنها نـوشته های خـودشان ، بـلکه تـعاليم عـيسی مـسيح را نـيزدر هنگام نوشتن تحريف کرده اند ؟

آيا اين منطقی است که کسی جان خودش را به خطر بياندازد ،  بخاطر يکسری اعـتقادات نـوشته شده در کتابی که خودش به آن ايمان ندارد ؟

چگونه ممکن است که شخصی بداند که اين کتاب تحريف شده و فـاقد اعـتبار است ، امـا حـاضر شـود جانش را حتی بدتر از عيسی مسيح بدهد .؟  پس همانگونه که ملاحظه می کنيد از نظر منطقی و عقلانی امکان ندارد .

و در ضمن اگر قرار بود چيزی را تحريف نمايند ابتدا زندگی گناه آلود خود را پاک می کردند .

در صورتيکه پولس رسول به زبان خود اعتراف می کند که او از بزرگترين گناهکاران است .

ادعای دوم

 

عهد جديد بعد از مرگ رسولان مسيح تحريف شده است.

 

ممکن است شخصی بگويد که اناجيل و نوشته های رسولان بعد از مرگ آنان تحريف شده است .

 مثلاً در قرن دوم ميلادی ، در نتيجه رشد مسيحيت و بر سر کار آمدن رهبران فاسد ، اين کتابها را به نـفع خـودشان تحريف کرده اند .

جواب

 

آيا مگر تنها يک نسخه از عهد جديد وجود داشته که يک رهبر فاسد بتواند آن را تحريف کرده باشد ؟

در صورتيکه در مـورد عـهد جـديد  وجود چندين هزار نسخه خطی به زبان يونانی جای هرگونه شک و ترديد را از بين می برد .

و علاوه بر نُسخِ خطی يونانی ، نـسخه هايی از عـهد جـديد بـه زبـانهای مـختلف کـه مـتعلق بـه قـرون اوليه مسيحيت است  وجود دارد ، که با نسخه های امروزی کاملاً مطابقت می کند  .

و از طرف ديگر، در زمان رسولان نوشته های آنان بسرعت نسخه بـرداری و رونـويسی می شد و در تمام دنــيای مسيحيت آنزمان و شهرها و کليساهای مختلف ، اين نسخه ها فرستاده و نگهداری می شد .

آيـا اين منطقی است که همه رهبران مسيحيت در همه کشورها و سرزمينها يکباره مُرتد و منحرف شـده و

يکدفعه تصميم گرفتند که کلام خدا را بطور يکسان تحريف کرده و تغيير دهند ؟

پس می بينيد که موضوع به همين سادگيها که ادعا می کنند نيست .

تازه يک سوال باقی می ماند و آن اين است که کدام قسمت از عهد جديد را تحريف کرده اند ؟

ممکن است بگويند همه قسمتها را .

جواب

همانطور که در خصوص عهد عتيق گفتيم در مورد عهد جديد هم می گوييم که ، در زمان عهد جديد نـيز رهبرانی بودند که اعمال و اعتقاداتشان خلاف اين کلام بود ، اما می بينيم که کلام خدا ايشان را نيزمحکوم

می کند ، پس اگر می خواستند چيزی را دست کاری کنند ، مطمئناً قسمتهايي که ايشان را محکوم می کند.

را حذف کرده و جای آن اهداف پليد خود را می نوشتند ، درصورتيکه چنين چيزی را مشاهده نمی کنيم .

تحريف شفاهی

در تمام طول دوران مسيحيت رهبران فاسدی بودند که نه با تحريف متن کتابمقدس بلکه با تفسير و تعبير و تعليم نادرست ، آنرا بطور شفاهی برای مردم بازگو می کردند .

 يعنی اينکه متن کتابمقدس دست نخورده است ، اما در هنگام تعليم به بيسوادان بطور شـفاهی آنرا به نفع خود عنوان می نمودند .

اصولاً در ميان ايرانيان عده ای می گويند که جنگهای صليبی که در قـرون وسـطی بـراه افـتاد همه اشـتباه بودند . ما هم می گوييم که اشتباه بوده اند .

اما افرادی که جنگهای صليبی را  در قرون 11 و 12 مـيلادی براه انـداختند ، هـيچ احـتياجی بـه تحريف کردن متن کتابمقدس نداشتند ، بلکه آنرا به گونه ای نادرست تعبيرکرده و  ارائه می نمودند .

و در واقع همان موقع که ايشان ظاهراً برای اعتقادات خودشان شمشير بروی هم می کشيدند ، کلام عيسی مسيح ايشان را محکوم می کرد .

کلام خدا می گويد : دشمنان خود را محبت کنيد .

اگر به گونه راست تو سيلی زدند ، گونه ديگر را نيز بگردان .

پس ببينيد که متن اين کلام تحريف نشده ، بلکه بگونه ای ديگر نسبت به آن عمل می نمودند .

و نکته آخری که بايد آنرا عنوان کنم اينست که اصولاً اعتقاد به تحريف کتابمقدس نوعی کفر به خداست.

بدين صورت که اگر شخصی معتقد به وجود خداست و خدا را قادر مطلق و بصير و عليم می داند ، بـايد اعتقاد داشته باشد که اگر خدا کتابی را از آسمان به انسان عرضه می کند خودش قادر است که از آن کتاب محافظت کند .

اگر کسی مدعی تحريف کتابمقدس است ، در واقع به خدا کفر می گويد . يعنی اينکه خدا تـوانست ايـن کتاب را به انسان بدهد اما قدرت نداشت و نتوانست که آنرا از گـزند و تحريف افراد مغرض نگهدارد .

و اگر کسی نمی خواهد از کلام خدا اطاعت کند ، آزاد است و می تواند بگويد من تـعاليم ايـن کـتاب را قبول ندارم و نمی خواهم اين وعده ها را بپذيرم ، اما اجازه ندارد که با ادعاهای بی اساس خود کـلام خدا را تحريف شده بپندارد .

و نتيجه اينکه برای يک شخص صادق ، با توجه به نکات فوق هيچ جای ترديد و شکی باقی نمی ماند . و به راستی که کتابمقدس کلام موثق و معتبرخداست و امروزه همان قدرتی را داراست که در ابتدا دارا بوده.

کلام خدا همچون شمشيری است که به اعـماق قـلب و روح انـسان فرو می رود و گـناهان او را آشـکار می سازد ، و او را بسوی توبه و ايمان حقيقی به خدا رهنمون می کند . (  عبرانيان 4 : 12 )

کتابمقدس کلام معتبر و قابل اعتماد خداست . ( آمين )

جهت کسب اطلاعات بيشتر شما عزيزان لازم است که بگويم که ، بجز موارد ادعايي که در بالا بررسی کرديم ممکن است با موارد ديگری روبرو بشويم که دانستن ادعاهای ايشان و داشتن جوابی منطقی و روحانی برای آنها لازم می باشد .

ادعای اول

انجيل و تورات منسوخ شده است 

عده ای بر اين ادعا هستند که با آمدن انجيل بعنوان کتاب آسمانی ، طبيعتاً تورات منسوخ ميشود .

و به همين ترتيب با آمدن هر الهام جديد خدا الهام های قبلی خود را باطل می سازد .

جواب  

متأسفانه اينگونه مدعيان فکر می کنند همچنان که علم دائماً در حال تغييرو پيشرفت و تکامل است ، کلام خدا هم در حال تغيير است . و طبيعتاً اين فکر را در شنونده تداعی می کند که عقل خدا با علم پيشرفت می کند .

در صورتيکه انسانهايي که در اين دوره زندگی می کند با انسانهای صد سال پيش يا هزار سال پيش هيچ تفاوتی ندارند ، بلکه حتی از نظر شرارت و گناه و فساد و ظلم بدتر از پيشينيان خود شده اند . و کلامی را که خدا به انسانهای گذشته گفت همان کلامی است که امروز به من و شما می گويد . و از طرف ديگر خدا قوانين خودش را احترام می کند و هيچگاه بر خلاف ذات و شخصيت خودش هيچگونه کلامی را نمی دهد . بطوريکه او هرگز عملی را در يک مقطع زمانی گناه معرفی نمی کند و در زمان ديگر آنرا آزاد نمايد و با وحی جديد حرف خود را پس بگيرد و قبلی را باطل سازد  .

اگر خدا همچون ما انسانهای گناهکار بود ، ايرادی نداشت ، اما چون او خداست و مبرا از هر گناه و خطا ، اين نوع طرز تفکر در خصوص کلام او کتاب او اساساً غلط است .

 مثلاً وقتی در گذشته گفت است: قتل نکن امروز هم می گويد قتل نکن و الاآخر ………

کتابمقدس می گويد : کلام خدا ابدی و ازلی و برای تمام دورانهاست .

اشعيا نبی چنين نبوت کرد : گياه خشک شد و گل پژمرده گرديد ، ليکن کلام خدای ما تا ابدالاباد استوار خواهد ماند . ( اشعيا 40 : 8 )

و در اشعيا 55 : 11 آمده : کلام من همچنان که از دهانم صادر می گردد خواهد بود . و نزد من بی ثمر نخواهد برگشت ، بلکه آنچه را که خواستم بجا خواهد آورد و برای آنچه که آنرا فرستادم کامران خواهد گرديد .

و عيسی مسيح در متی 5 : 19 می گويد : اگر کسی چيزی از تورات و انجيل کم و زياد کند در ملکوت خدا کمترين خواهد بود .

و در کتاب مکاشفه 22 : 18-19 آمده : زيرا به هرکس که کلام نبوت اين کتاب را بشنود ، شهادت

 می دهم که اگر کسی بر آنها بيفزايد ، خدا بلاهای مکتوب در اين کتاب را بر وی خواهد افزود .و هر گاه کسی از کلام اين نبوت چيزی کم کند ، هرگز وارد ملکوت خدا نخواهد شد.  

و به همين دليل ما مسيحيان بجز انجيل ، به تورات هم احترام می گذاريم و به همان اندازه که انجيل معتبر است تورات نيز برای ما معتبر است . چرا که مسيح در متی 5 : 17 می گويد : گمان مبريد که آمده ام تا تورات موسی و صحف انبيا را منسوخ کنم . نيامده ام که باطل کنم ، بلکه تا تمام کنم .

و در انتها با يک تعريف اين درس را به اتمام می رسانم .

« ولتر » فيلسوف معروف فرانسوی که در قرن هجده و نوزده ، ميلادی زندگی می کرد و مبارزات زيادی بر عليه مسيحيت و کتابمقدس داشت ، زمانی ابراز داشت که بعد از گذشت صد سال ، ديگر کتابمقدسی در دنيا وجود نخواهد داشت ، اما در زمان حال محل زندگی او ، محل پخش و فروش کتابمقدس شده است . و همچنان کتابمقدس با قدرت الهی پا برجا مانده است و هر روزه باعث نجات انسانهای بسياری می شود.   

  پس ادعای منسوخ شدن تورات و انجيل ، در واقع يک تهمت به ذات لامتغيير خداست  چرا که خدا در هيچ زمانی کلامی را بر خلاف ذات مبارکش نگفته و نمی گويد . (متی 19 : 30)

حقانيت کتابمقدس

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *