lesson-15-30

تغییر و تحولات اساسی در زندگی ایمانی ( درس پانزدهم )

اهميت پرستش حقيقی

وقتی در مورد پرستش خدا صحبت به ميان می آيد ، هر کس در فکر خود خدا ئی را تجسم می کند ، که

می پرستد .

وقتيکه از مردم سوال می کنيم چه کسی را می پرستيد ؟ بعضی ها مجسمه های مردگانشان را می پرستند .

بعضی روح مردگان را می پرستند ؟ بعضی طبيعت را می پرستند . اما هيچ يک از اين به ظاهر خدايان

نمی توانند محبت خود را نسبت به ما ابراز بدارند و هيچ يک قادر به پاسخ دادن دعاهای ما نيستند .

اما پرستش حقيقی در مسيحيت چگونه است ؟

مسيحيان حقيقی چه کسی را می پرستند ؟

چه پرستشی مورد نظر خداوند است و او را خشنود می سازد ؟

کلام خدا در انجيل مرقس 12 : 30 می فرمايد : خداوند خدای خويش را با تمامی دل و با تمامی جان و با تمامی فکر و با تمامی قوّت خود محبت نما .

با توجه به اين آيه می توان فهميد که خداوند تماميت وجودی ما را می خواهد .

اصولاً ما انسانها حتی بسياری از ايمانداران به مسيح در قسمت سپردن تمامی زندگی خود به خداوند مشکل دارند ، بطوريکه از موارد آيه فوق ، تنها قسمت اندکی را به خداوند می سپارند و قسمت اعظم آنرا برای خود واهداف انسانی خود در نظر می گيرند .

اما خدا قسمتی از زندگی ما را نمی خواهد ، بلکه او از ما ، تمامی دل و تمامی جان و تمامی فکر و تمامی قوت ما را می خواهد .

چه فايده دارد که ما خود را به خدا تسليم کنيم اما با بی ميلی ، اطاعت کنيم اما ناقص ، وقت و پول خود را به او بدهي اما اضافی آن را ،

خداوند مشتاق وقف کامل ما است نه فقط قسمتهايي از زندگی ما .

يکبار يک زن سامری خواست با عيسی در مورد بهترين وقت و مکان و روش برای پرستش بحث کند .

عيسی در پاسخ فرمود مهم نيست که کجا خدا را می پرستی ، بلکه مهم تر از آن اينست که چرا خدا را

می پرستی و چقدر در اين پرستش وجود خود را به خدا تقديم می کنی .

پرستشی که مورد پسند خداست چهار خصوصيت دارد .

1 – خدا زمانی از پرستش ما خشنود است که پرستشی صحيح داشته باشيم .

 

اغلب در ميان  مردم شنيده می شود که می گويند : من دوست دارم که خدا را بعنوان …….. در نظر گرفته و بپرستم .  وقتی از آنها می پرسيم که خدای شما چه خصوصيتی دارد ؟ در جواب آنچه را که در تصور خود ، با توجه به انديشه های ذهنی پرورش داده اند ، ارائه می دهند . و می گويند اينست خدای ما .

اما از نظر کلام خدا اين يک بت پرستی است .

پرستش واقعی بايد براساس کلام زنده وقابل اعتماد خدا باشد ، نه بر اساس نظريات و انديشه های شخصی ما.

مسيح به آن زن سامری فرمود : پرستندگان واقعی ، خدای پدر را در روح و راستی پرستش خواهند کرد ، زيرا که خدا پدر جويای چنين پرستندگانی می باشد . ( يوحنا 4 : 23 )

پرستيدن در راستی ، به معنای اين است که خدا را آنچنانکه او حقيقتاً در کتابمقدس آشکار شده ، بپرستيم .

2 – خدا زمانی از پرستش ما خشنود است که پرستشی قابل اعتماد باشد .  

 

وقتی مسيح فرمود شما بايد در روح خدا را بپرستيد ، او صرفاً اشاره به روح القدس نمی کرد ، بلکه به روح شما اشاره می کرد .  لازم است که توضيح کوتاهی در خصوص ماهيت وجودی انسان بدهم .

انسان موجودی دارای شخصيت است و از دو قسم عمده تشکيل شده است . يکی بُعد روحانی وديگری بُعد جسمانی .

خدا ما را شبيه خود آفريد . بدين معنی که اولاً ما از زنظر روحانی شبيه خدا آفريده شده ايم و دوم اينکه روح ما از نظر اخلاقی شبيه خدا آفريده شده است . و خدا روح ما را طوری طراحی کرده تا اين قابليت را داشته باشد که بتواند با او ارتباط برقرار کند .  پرستش در روح يعنی پاسخ روح شما به روح خدا .

وقتی مسيح فرمود : خدا را با تمامی دل و با تمامی جان محبت نما ، منظورش اين بود که پرستش بايد صادقانه و از صميم قلب باشد .

پرستش فقط گفتن يکسری کلمات به خدا نيست ، بلکه بايد نسبت به آنچه که می گوييم اعتماد کامل داشته باشيم .

مثلاً وقتی می گوئيم خداوند شبان من است بايد براستی از او همچون گوسفندی اطاعت کنيم .

و اگر پذيرش اين موضوع برای شما ممکن نيست پس او را شبان خود معرفی نکنيد .

و يا اگر می گوييم خداوند صخره و ملجا و تکيه گاه من است و بر او توکل دارم ، بايد براستی بر او توکل نمائيم . در غير اينصورت پرستش ما بی ارزش خواهد بود چرا که نسبت به آنچه می گوئيم اعتماد نداريم .

وقتی که پرستش می کنيد ، خدا از کلمات ما می گذرد تا به وضعيت قلب ما نگاه کند .

کلام خدا در ( 1 . سموئيل 16 : 7 ) می گويد :

……….. انسان به ظاهر نگاه می کند ، اما من دل .

از آنجائيکه انسان موجود دارای احساس می باشد بطبع از پرستش لذت می برد .

خدا به ما احساسات عطا کرده تا بتوانيم با احساسات عميق او را نيز پرستش نمائيم  .

البته لازم بذکر است که فقط پرستش در روح کردن کافی نيست ، بلکه پرستش ما بايد هم در روح و هم در راستی باشد .

او هنرپيشگی يا تظاهر يا تصنعی بودن را در پرستش نمی خو.اهد . بلکه او محبت صادقانه و واقعی ما را

از ما می خواهد .

ما می توانيم او را با زبان عاجز نيز بپرستيم اما  با صداقت ، چرا که خدا از رياکاران متنفر است .

در خصوص چگونگی پرستش تحقيقات بسياری بعمل آمده و در آن به اين نتيجه رسيدند که در طول 2000 سال ، مردم از روشهای مختلف برای لذت بردن از پرستش صميمانه با خدا استفاده کرده اند .

عده ای در فضای باز , در حال مطالعه کلام , سرود خوانان , در حال خلق يک اثر هنری ، خدمت به ديگران

داشتن خلوتگاهی برای خود , در مشارکت و مصاحبت با ديگران و غيره ………………

که در زير به مواردی از آنها اشاره خواهيم کرد .

طبيعت گرايان :

ايشان بيشتر در فضای باز و در بطن طبيعت بودن را برای محبت کردن خدا الهام بخش

می دانند .

اهل احساس :

ايشان با حواسشان خدا را محبت می کنند و برای آنها جلساتی جالب است که مزه و بوی

پرستش را لمس کنند نه فقط باگوش بشنوند .

سنت گراها :

ايشان از طريق مراسم و آئين و تشريفات و سمبلها و ساختارهای غير قابل تغيير به خدا نزديک می شوند .

زاهدها :

ايشان ترجيح می دهند در انزوا و سادگی خدا را محبت کنند .

مددکاران :

ايشان خدا را با  کمک کردن برای رفع نيازهای ديگران محبت می نمايند .

افراد با شور و هيجان :

خدا را با جشن و سرور محبت می کنند .

اهل تعمق :

خدا را از طريق ستودن محبت می کنند .

انديشمندان :

خدا را با مطالعه  در فکرشان محبت می کنند .

اما لازم بذکر است که در پرستش و دوستی با خدا به هيچوجه نمی توان يک روش ثابت برای همه را اختيار کرد . بلکه چيزی که مهم است اين است که ما نبايد کسی باشيم که خدا در نظر ندارد ، چرا که آنوقت نمی توانيم خدا را جلال دهيم .

چون پرستندگان واقعی ، خدا را در روح و راستی پرستش خواهند کرد ، زيرا که  پدر جويای چنين پرستندگانی می باشد . ( يوحنا 4 : 23 )

3 – خدا زمانی از پرستش ما خشنود است که پرستشی متفکرانه باشد .

اين حکم مسيح که : خدا را با تمامی فکر خود محبت نما ، در عهد جديد چها بار اين عبارت تکرار شده است

خدا از خواندن سرودهای بی تفکرانه ، دعاهای قالبی سطحی ، يا گفتن (خدا را شکر ) های بی توجهانه راضی نيست .

اگر پرستش بی فکر است پس بی معنی است . ما بايد فکر خود را درگير پرستش کنيم .

عيسی مسيح پرستش بدون فکر را تکرار باطل می نامد . ( متی 6 : 7 )

حتی واژه های کتابمقدسی اگر تکرار آن بيش از حد باشد می تواند خسته کننده باشد .

خدا می خواهد که جلسات پرستشی گروهی ما نيز متفکرانه باشد و آنچه را که می گوئيم علاوه بر اينکه باعث جلال نام خداوند شود ، باعث بنای خود و ديگران هم شود .

4 _ خدا زمانی از پرستش ما خشنود است ، که پرستشی عملی داشته باشيم .

 

کلام خدا در روميان 12 : 1 می فرمايد : بدنهای خود را همچون قربانی زنده و مقدس و پسنديده خدا ، به او تقديم کنيد که عبادت روحانی شما همين است .

خدا بدنهای ما را نيز می خواهد . خداوند نمی گويد روح خود را تقديم کنيد ، چون روح بدون بدن هيچ کاری بر روی زمين نمی تواند انجام دهد .

خداوند می گويد آنچه را که داری به من بده تا من او را برکت بدهم حتی بدن خود .

شايد شما بارها شنيده باشيد که عده ای می گويند من يکشنبه کليسا نمی آيم اما در روح با شما خواهم بود .

و اين ادعا کاملاً بی معنی است . چون تا زمانيکه ما در زمين زندگی می کنيم روح ما آنجائی خواهد بود که جسم ما است . و اگر بدن شما جائی نيست به حقيقت شما آنجا نيستيد .

در پرستش بايد بدنهای خود را همچون قربانی زنده تقديم کنيم . ما معمولاً واژه قربانی را با چيزی مُرده همراه می دانيم . اما خدا از ما می خواهد تا قربانی زنده باشيم . او از ما می خواهد برای او زندگی کنيم .

درعهد عتيق خدا از قربانيهای بسيار پرستشی خشنود می شد . چون آنها از قربانی مسيح برای ما بر صليب پيشگوئی می کرد . اما خدا امروز از قربانيهای مختلف خشنود می شود . شکرگزاری ، پرستش , فروتنی ، توبه ، هدايای مالی ، دعا ، خدمت ديگران ، در احتياجات ديگران شريک شدن ، شفاعت نمودن .

( مزمور 50 : 14  و 51 : 17 و 54 : 6  و 141 : 2 ) ( عبرانيان 13 : 15 و 16 ) ( مرقس 12ز : 33 )

پرستش واقعی بها دارد .

و داوود اين را می دانست که می گفت : نمی خواهم برای خداوند , خدای خود چيزی قربانی کنم که برايم مفت تمام شده باشد . (2 . سموئيل 24 : 24 )

اصولاً در عهد عتيق گذراندن قربانی مستلزم دادن وقت و انرژی و مبلغی بود ودر عهد جديد نيز اينچنين

می تواند باشد چرا که ما وقت خود و انرژی و بهائی را برای پرستش دستجمعی می پردازيم . و ما بايد حاضر باشيم در هر شرايطی خود را همچون قربانی زنده به خداوند تقديم کنيم .

وقتيکه حال پرستش نداريد ولی آن را با اينحال انجام می دهيد ،

وقتی خسته هستيد ولی با اينهمه از خانه بيرون می آييد تا در پرستش حضور پيدا کنيد ،

وقتی که درب و داغون هستيد اما باز به ديگران کمک می کنيد ، شما قربانی پرستش را به خدا تقديم می کنيد  و اين آنچيزی است که خدا از آن خشنود می شود .

يکی از رهبران تيم پرستش در انگلستان ، برای اينکه نشان دهد پرستش خيلی بيشتر از موسيقی مهم است ، برای مدتی تمام سرودها را در پرستش ، بدون موسيقی انجام دادند تا ايشان ياد بگيرند که به طُرُق ديگر هم می توان خدا را پرستش کرد و بعد از اينکه جماعت ياد گرفتند که مفهوم پرستش حقيقی چيست ، برای اولين بار سرودی را نوشت تحت عنوان (( قلب پرستش )) و او را خواند . اين است متن آن سرود .

من برای تو بيش از يک سرود خواهم آورد ،

چون سرود ، بخودی خود  آن چيزی نيست که تو از من خواسته ای !

تو خيلی عميق تر از آن چيزهايی که ديده می شوند ، جستجو می کنی ،

تو به قلب من نگاه می کنی .

مسئله مهم در پرستش قلب است .

قلب من .   

اهميت پرستش حقيقی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *